خانه / سوالات جنسی / همسر باکره

همسر باکره

همسر باکره

سلام

متن اصلی سوال به درخواست سوال کننده حذف شد

موضوع سوال ماجرای آقا و خانمی بود که دو ماه از ازدواج اون ها گذشته بود ولی به خاطر ترس خانم از نزدیکی ، موفق به دخول نشده بودند و بکارت خانم حفظ شده بود .

و …

نظرات:

 

بوی یاس
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۷:۳۲

چقدر زود حرف از طلاق میزنید شما هنوز مشاوره نگرفته فکر طلاق افتادین

خب شما همسرتون رو بیارین این سایت انشالله درست میشه قبلا هم یه خانمی بود که مثل خانم شما میترسید سوالش رو اینجا مطرح کرده بود اخر سر اومدن و گفتن که دیگه همه چی خوب شده

ترو خدا تا موضوعی پیش میاد زودی به فکر طلاق نیفتین طلاق اخرین مرحله هست کلی گفتم

شما معاشقه خوب داشته باشین خانم خودش خواهان دخول میشه

 

حبیب
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۷:۳۳

به نظر من . اول برید پیش مشاور .

فکر طلاق هم از ذهنت دور کن و اولویت طلاق روهم بزار آخر (زمانی که به هیچ صراطی مستقیم نبود) .

 

 

برنامه نویس
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۷:۵۵
بشین باهاش صحبت کن، اگر به جایی نرسیدی با ی بزرگتر مثه پدر یا مادرش صحبت بکن

وگرنه برو طلاق بگیر.از مهریه اش هم نترس.
یکی از حقوق مرد اینکه هرموقعه از زنش رابطه خواست باید قبول بکنه( تمکین )
حالا که قبول نمیکنه، دادگاه حقو بتو میده و مهریه رو نمیدی

 

سوال کننده
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۸:۴۵
مشاور رفتم به پدر مادرش گفتم یه روز معاشقه داشتم هیچ کدوم اثر نداشت آخر به من میگه هوس باز منی که تو عمرمم رابطه جنسیرو تجربه نکردم خود مشاور به من گفت بهتره که جدا شید چون همسر شما آدم بی منطقیه بعد از کلی مشاوره مشاور از دستشخسته شد ببینید دیگه توان پرداخت مهریشو ندارم من آدم آرومی بودم الان روانی شدم نمی دونم چیکار کنم

 

لیلیک
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۸:۵۶
برید پیش مشاور پس من چی بگم ۶ماه بعد عروسی تازه با کلی ترس به رابطه تن دادم همسر مهربون من می گفت تو فقط آروم باش اصلا رابطه نداشتیم هم اشکال نداره.این ترس ها طبیعیه.واقعا باید قدر عزیزمو بدونم.تازه الانم یه کوچولو توو راهی داریم

 

فاطمه ۳۰
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۸:۵۹
وااااااااااااعجب آدمهایی پیدامیشن.خدابهتون صبربده.

 

بوی یاس
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۱۹:۲۷

مشاور داریم تا مشاور هنوز دوماه هست یعنی چی روانی شدم تا الان صبر کردین سخته ولی باز واسه درمان همسرتون صبر کنین. دوران عقدتون چطور بود؟فقط یه بار معاشقه؟؟
از دردش میترسه یا کلا ذهنیتش راجع به رابطه بده؟قصدش رو از ازدواج بپرس باهاش اروم صحبت کن خب. در اخر اگه باز نخواست اونوقت حرف از طلاق بزنین .مهریه وقتی که هنوز دخولی صورت نگرفته نصفش تعلق میگره در اخر سر هم اگر تمکین نکنه فکر ننم مهریه ای تعلق بگیره.
بهتر بود سنش هم میگفتین

 

SIIH
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۰:۴۰
ببرش دکتر هیپنوتیزش کنن،من یکی از آشنامون اینطوری بود ۳ سال عقد بودن اصلا هیچ قسمتی از بدنشو نشون شوهرش نمیداد،حجاب کامل،وقتی دکتر رفت مشخص  شد تو بچگیشون مردی رو مادر زاد لخت تو راه مدرسه میبینه

اون مشاوره اگه مشاور بود از دس مریضش خسه نمیشد،درس خونده پ چیکار کنه؟؟؟اگه خودش منطق داشت بی منطقی خانومتونو توجیح میکرد،پ مشاور مریضه نه خانومت!!!
ببرش پیش متخصص اونم متخصص کار بلد نه هر کسی ک از راه رسیده ی مدرک گرفته ی مطب زده
کتاب براش بگیر بخونه فک نکنه دکترا هم دروغ میگن،باهاش دوستانه حرف بزن،نمیدونم شمایی ک ازش متنفر شدی چطوری میخای دوسانه باهاش حرف بزنی
اذون شد،کمکش کن ولش نکن

 

حبیب
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۰:۴۰
طلاقش بده .  البته به پدر ومادرش بگو یعنی دوباره تاکیید کن . بگو که دختر شما این اخلاق رو داره . وبه نیاز من توجهی نمیکنه .وبهم میگه هوس باز. ومن میخوام طلاقش بدم . ومهریه هم نمیدم . چون واقعا مثل زنم نبوده دراین مدت . . وهیچگونه آسیبی هم ندیده دیگه از دست من . وفقط  معاشقه خالی داشتیم .. ولی اگر هم جواب نداد . به بابات یا مامانت بگو که برن با خانوادش حرف بزنن . که مهریه ازت نگیرن یا (۱۰/۰۰۰۰/۰۰۰ یا کمتر یا بیشتر دیگه باخودته) بهشون بده توافقی اونم به خاطر این اسم حضرت عالی داخل شناسنامه دخترشون هست

خدایا قسمت میدم به این ماه عزیزت همه جوان هارو عاقبت به خیر کن . و  خانم این آقا هم از خرشیطون بیا پایین . نگزار زندگیشون از هم بپاشه.. واقعا سخته .

داداش عزیز . خودتو ناراحت نکن .بهت حق میدم که ناراحتی . اما سلامتی خودت از همه مهم تره

 

مهدی
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۱:۰۵
نمیشه یه طرفه بقاضی رفت!!! شاید اون خانوم چیزی در این آقا دیده!!!

که فهمیده موردی چیزی داره، باید حرفهای اونم شنید!!!! باید باکره بمونه!!!
قضاوت یکطرفه اشتباهه.

 

کوش طلا
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۱:۴۶
ای خدا

اگه مشاوره جواب نداده ،بشین باهاش صحبت کن
بگو هدفش از ازدواج چی بوده؟
به  رابطه جنسی فکر کرده که شوهر کرده؟
اگه کوتاه اومد مه خوب،وگرنه بهش بگو طلاقش میدی
بترسونش

 

رعنا
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۲:۳۳
به خانومتون بگید
من برای رسیدن به تو این همه تلاش کردم حالا لایق ی رابطه جنسی نیستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

اوه مای کامپیوتر
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۲:۴۵
صبر لازمه اش هست .
شما فعلا صبوری کن . مرور زمان باعث میشه که متنبّه بشه و خودش پا پیش بذاره انشاا…
کم کم درست میشه . فقط شما معاشقه یادت نره !!! محبت یادت نره .
فکر کن زنت یه کوه از فولاد اب دیده باشه ! و از موضعش عقب نکشه …. قبول ؟…
تو انقدر محبت کن که این کوهو آب کنه . که مطمئن باش آب میکنه !!!
معاشقه معاشقه معاشقه. تا جایی که ممکنه باهاش معاشقه ی بدون دخول کن. همه جوره !!
به زودی به دخول هم رضایت خواهد داد انشا ا…   فقط شما بهش گیر نده واسه دخول. بذار خودش رضایت به این کار بده . که مطمئن باش بهت این رضایتو میده.

مطمئنم حرفای بعضیارو شنیده و ترسیده !!!
حالا باید حرفای بعضیای دیگه رو بشنوه که ترسشو بریزن و تشویقش کنن و شهامت این کارو بهش بدن . از مادر و خواهر خودش و خودت بخواه که باهاش در این باره صحبت کنند.
یا این که ببرش پیش یه متخصص زنان و ازش بخواید که راهنماییش کنه و بهش بفهمونه که اصلا چنین ترسی از اساس بی دلیله و اشتباه متوجه شده . و هر چه که باعث این ترسش شده ، ناشی از توهمات بی پایه و اساسه. و این کار ترس نداره . درد هم میتونه نداشته باشه اگر شوهر به درستی این کار رو براش انجام بده و خودش هم ترس الکی به دلش راه نده !
دوستان محترم اینایی که گفتم تنها ناشی از مطالعاتم می باشد و من هیچ تجربه ی عملی نداشتم .!! یه وقت تصورات نابجایی از این حقیر نداشته باشین هااااااا  !!!
من هرچی خوندم رو فقط میگم . وگرنه من در واقع صفر کیلومتر صفر کیلومتر هستم… همین.

 

رضا
  • چهارشنبه ۱۸ تیر ۹۳
  • ۲۳:۲۰
اینجوری میگی ما رم از ازدواج بیزار می کنی  خیلی سخته آدم با یک زن بی احساس زندگی کنه اگه مطمىنی راه دیگه نداری طلاق بگیر

 

سوال کننده
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۰۰:۰۸
بهم میگه من کلا از این کار بدم میاد حالا هرکاری می خوای بکن بازم میگم همه کار کردم درست نشد که نشد منو درک نمی کنید   پول ندارم  مهریشو بدم اینا هیچی مهربونم نیست معاشقمون کاملا یک طرفست

 

امیر محمد
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۰۰:۲۶
اه اه اینجور چیزا رو میبینم بیشتر به مجرد بودنم افتخار میکنم …
فکر اینکه طرف مقابلت اصلا از تو خوشش نیاد و تو واسش عذلب روحی باشی خیلی بده..
اینا همش تو فیلماست که میگن زندگی عاشقانه!!!
کو ؟! ما که ندیدیم شما دیدید به منم بگید..
داداش طلاق نده بیخیال اون دیگه زنته..

 

لاک پشت
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۰۰:۳۵
پیشنهاداتی که میتونم بدم اینه:
اول مشاوره رو عوض کن آقای عزیز صبر کردی یه چند ماه روش اگه تلاشات جواب بده خانومت از اینکه خواستی چنین لذتی بهش بدی ازت متشکر میشه
دوم میل جنسی در خانوما به خیلی عوامل بستگی داره از شرایط تمیزی و نظافت شریک زندگیشون (بوی عرق یا بوی بد دهان یا نوع خشونت  در رفتار)و خیلی عوامل عاطفی دیگه
بعد مطمئنین ایشون دچار افسردگی نشدن؟ افسردگی به شدت میل جنسی رو سرکوب میکنه؟
یا اتفاق بدی در دوران کودکی دچارش شده باشن؟ که میل جنسی در خاطرش منفور و پست بشه. اگه اینطور شما باید افکارشم اصلاح کنید. گاهی خود آدم هم نمیده چرا از یه چیزی بد میاد اینه کار یه مشاوره خوبه..
اگه نه اصلا میل جنسی به معنی نیاز بدنی در وجودشون احساس میکنه اگه میلی جسمی ندارن حتما باید به پزشک زنان مراجعه بشه سرد مزاجی با مختل بودن این میل کلا قضیه فرق میکنه سرد مزاجی با خوردن گرمیجات بهبود داد ولی اگه شرایط جور دیگری باشه بعضی قرص ها شیمیایی هست که پزشکان اجازه تجویز اون رو دارن و خیلی هم قوی هستن.
من از حق طلاق منعت نمی کنم اما صبر کن حتما سخته حفظ خودت (تحریک شدن و تامین نشدن) . ایشالا جواب میگیری.
.
.
.
اگه نشد و نشد و نشد بدترین حلال خدا هست در مورد اون هم با یه وکیل صحبت کن. تمنا میکنم اول نرو سراغ راه حل آخر

 

در راه خدا
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۰۱:۵۷
سلام; به نظرم برای حل این مشکل، اول باید ریشه آن را پیدا کرد. چون تا زمانی که شما ندونید ایشون چرا از رابطه جنسی بدش میاد و ترسش برای چی هست، تلاش تون نتیجه معکوس میده و باعث میشه که از همدیگه بیشتر فاصله بگیرید. سپس باید قلق همسرتونو بشناسید و بهش اطمینان بدید که ترسش بی دلیل هست و تمام تلاشتونو می کنید تا هر دو طرف از این رابطه سود ببرید. مثلا اگه ایشون به مسائل مذهبی اهمیت زیادی میدن; یه روحانی میتونه مشاوره بهتری بهش بده و بهش بگه رابطه جنسی زن و شوهر نه تنها بد نیست، بلکه خداوند ثواب زیادی برای این کار در نظر گرفته. یا به خانم تون بگه اگه امروز به نیاز جنسی شوهرت بی توجهی کنی و اونو سرکوب کنی، این باعث میشه که احتمال به گناه افتادن شوهرت زیاد بشه و در اینصورت شما مقصر هستی. چون حالا که ازدواج کردی، وظیفه ات اینه که از شوهرت تمکین کنی و از این غریزه به صورت درست استفاده کنی تا آرامش بر زندگی خودت و شوهرت حاکم بشه. یا بگه که رابطه جنسی زن و شوهر حلال هست و توی قرآن اومده که نباید حلال خدا را حرام کنید. اگه این نوع مشاوره رو تا حالا استفاده نکردید، حتما امتحان کنید. / موفق باشید

 

SIIH
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۰۲:۲۶
ب نوع تربیت خونواده و اطرافیانم هم بستگی داره اینقد تو گوشش خوندن این روابط بده بده درد داره درد داره ک شما رو هم یادش رفته،با پدر و مادرش حرف بزنید،خجالت و غرور رو بذارید کنار،بیاریدش تو همین سایت مطالبو با هم بخونید،ضررهایی ک برا خودش داره رو بگید کمی اغراق کنید بگید کم کم سرد مزاج میشی تا آخر عمرت بچه دار نمیتونی بشی،امکان داره کلیه هات از بین بره،زودتر یائسه بشی،زودتر پیر میشی،تو ۳۰ سالگیت انگار آدم ۵۰ ساله میشی من همه اینا رو بخاطر خودت میگم،کمی باهاش راه بیا،با خشونت باهاش رفتار نکن،صبر داشته باش،کمی بترسونتش بابت تمکین و این ک راحت میتونم طلاقت بدم و مهریه ای نداری(آخرین مرحله و دیگه چند روز گزشت و دیدید همه راهکارا و متن ها و توصیه ها و اقداماتون و. ..فایده نداره این حرفو بزنید کاملانم با آرامش و مهربونی،طوری بگید ک ترسش خنثی بشه نه بدتر بشه)،اما ب زور و خشونت نه،اگه مذهبیه،از راه مذهب وارد شید، بفکر خرج عروسی ک گرفتید باشید طلاق یعنی چی بعد ۲ماه پول مهریشم ک میگی ندارم،خاهشا بابت این ک تمکین نمیکنه و رو حساب این ک مهریه نداره فردا نرو طلاقش بده!!! باید ثابت شه تمکین نمیکنه بعدشم مهریه تعلق میگره! و تحت شرایطی نمیگیره و کلا دردسر طلاقتون بیشتره تا کمی صبر!
اصلا فک کنید ببینید طلاقش بدید شرایطتون بهتر میشه؟ صیغه؟ تا کی؟ ازدواج؟ پولش و دخترش هس؟ غیر مشروع؟ همین معاشقه ی طرفه هم از بین میره و باید مدتها پله های دادگاه رو بالا پایین کنید،بعدش چی میشه؟مدتی مجردی، یا خودارضایی یا غیر مشروع! در کل بعدش بدبخت میشید هم شما هم ایشون!!!سبک سنگین کنید ببینید ارزش داره طلاق بگیرید
تو دوران عقد چطوری بوده؟ جفتتون با هم مطالب سایتو بخونید، حرفای کامپیوترو کامل رعایت کن،خانوم شما یا هیچی از مسایل جنسی نمیدونه یا ذهنیت بدی  از گذشته داره،یا حرفی ک خودتون زدید ترس  و این قابل حل شدنه،از شما مهربونی ببینه مهربون میشه ۱ سال تحملش کن خوب نشد طلاق بگیر نه ۲ ماه اونم بخاطر دخول!!! مطالب سایتو کامل بخونید،نفرتتون رو بذارید کنار من نمیفهمم چطوری دوس داشتنتون ۲ ماهه ب نفرت تبدیل شده!
میگید حجابتو رعایت کن چیکار میکنه؟رعایت میکنه؟ اگه نه یعنی بدش نمیاد کمی شما رو اذیت کنه! کارای خونه رو چی؟ انجام میده؟خودش اصلا تحریک نمیشه نشونه ای نداره؟شاید بهش گفتن تو وظیفه ای نداری کاری کنی شوهرت خودش بلده چیکار کنه! در همه زمینه ها مشکل دارید؟ اگه فقط همینه قابله حله
اگه میگه کلا از این کار بدم میاد یعنی از بقیه کارا بدش نمیاد باهاش مهربون باشید مرحله ب مرحله جلو برید بازم میگم مطالب سایتو کامل بخونید و کمی صبر داشته باشید،شما دارید عجله میکنید ۲ ماه خیلی کمه،مطالب سایتم با عجله نخونید با دقت بخونید،ب هم ریختن ی زندگی تشکیل شده آسونتره تا  ساختن دوبارش. شما اول زندگیتونه و این مشکلات هس،ی مدت خودتونو بزنید ب مریضی ماه رمضونم هس خسه و مونده و بیحال بیاید خونه ببینید مهربون هس؟بسترتون رو اصلا جدا نکنید،ی بار اینقد خونه و بیرون کار کنید،تو خونه پا ب پاش کار کنید کمی فیلم بازی کنید ک اصلا چشتون داره میره دلشو ب رحم بیارید بعد بگید بریم بخابیم؟ شما برو بخاب کمی منتظرباش نیومد بگیر بخاب اگه نتونستید خودتونو بزنید ب خاب!اگه مذهبیه فرداش بهش بگو زنی ک شوهرش از نیاز جنسی خوابش ببره و زن بهش توجه نکنه تمام فرشته ها اون زن رو لعنت میکنن! حدیٍثه تو کتاب تنظیم خانواده
این ک ۲ خط کامنت میذارید یعنی اصلا حوصله و اصاب ندارید و شایدم تنبلید،درست میشه کمی زمان میبره،گفتم ک درس نشد سر سال طلاقش بده،امیدوارم بیاید بگید مشکلتون حل شده

 

سوال کننده
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۱:۴۵
۲۳ سالشه اوایل ازدواج فقط نازشو کشیدم گفت از شب زفاف بدش میاد گفتم  عیبی نداره رفته رفته دیدم اصلا به من توجهی نداره فقط به فکر خودشه ازش پرسیدم چرا به من بی توجهی گفت  من دوست دارم ولی اگه تو منو دوست داری نباید هیچوقت رابطه داشته باشیم گفت کلا از این رابطه حالش بهم می خوره خودم همه کار کردم که میگم طلاق می خوام مهریش ۱۱۴ تاست نصفش تعلق می گیره ولی من هفتاد ملیون ندارم که بدم حقوقم ماهی یک هشتصده  بخدا من تقصیری ندارم خودشم میگه خودش میگه با هرکس دیگه ای بودم تن به این کار نمی دادم من نفرینش کردم هیچ کاری از دستم برنمیاد میام خونه دیگه باهاش حرف نمی زنم بهش نگاه نمی کنم اصلا جدا می خوابم بازم اینکارام روش تاثیر گذاشته یکم بهتر شده  لوس بازیاشو گذاشته کنار یکم به خودش اومده ولی خدارو خوش نمی یومد که یه پسری که حاضر بود جونشمبرای همسرش بده اینقدر عذاب بکشه خانم ها درک نمی کنند اگر مردی تحریک شه و بعدش ارضا نشه چه عذابی می کشه البته کاملا حس جنسی عاطفیمو بلکل از دست دادم

 

عقل میگه دورش بزن اگه دورت زد
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۲:۰۷

سلام برادر ، چون من متاهلم میدونم واقعا خیلی مشکل بزرگی داری و حتی اگه خانمت راضی

بشه که شما دخول داشته باشی باز هم چون معاشقه یه طرفه ست شما از لحاظ روحی

مشکل خواهی داشت و نکته های طلایی من اینه که ، اگر دیدی همه تیرهای شما به سنگ می خوره شما چند راه داری

قدم اول متوجه کردن خانمت و خانواده ها از اقدامات زیر قبل از انجام دادن ، برای یک

هشدار واقعی ، که اگه خدا بخواد شاید مشکلت حل بشه و اگر جواب نداد کارهای زیرو

انجام بده .ولی بازم همه جوانبو بسنج ، شاید خانمت مشکلی داره نمیتونه بگه .

۱) فکر کنم چون خانمتون تمکین نداره شما مینونی نفقه ندی

۲) بدونه اینکه این خانمو طلاق بدی برو دنبال یه ازدواج دیگه

۳) از راه های حلال دیگه خودتو تامین کن

 

محمد
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۲:۱۶
همسر شما ناشزه هستش و نفقه براش حرامه اصلا مرد وظیفه نداره تا شب عروسی صبر کنه چه برسه به دو ماه بعد عروسی شما تا الانشم فراتر از وظیفت کار انجام دادی خدا هم می بینه همسر شما عذاب اخروی وحشتناکی داره زنی که تمایل جنسی داره بهتره هیچوقت ازدواج نکنه که یک پسر سالمو بدبخت کنه صبر بسته  مهریشو قصدی کنطلاق بگیر خودتم بسپرش به خدا  خدا جوابشو میده

 

یگانه
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۰۴
شما همه کار کردین براش بنظرم بطور جدی بهش بگین طلاقت نمیدم اما یک زن صیغه ای میارم خونه  جلوی چشمت نازشومیکشم باهاش حرف میزنم تاعذاب بکشی بفهمی من چه حالی دارم (فقط بگید عملیش نکنیدا).چند تا از احادیثی که تاکید به تمکین از همسر دارن براش نشون بدید بگید بخاطر عقاید مسخره ات داری آتیش جهنم را به جونت میخری .یک مدت هم بجز خوراک منزل پول  برای خرید وتفریحات دیگش راقطع کنید که بفهمه عدم درک یعنی چی .

 

زری
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۱۴
داداش تا اونجایی که من میدونم به دلیل عدم تمکین بهش مهریه تعلق نمیگیره. ولی اگه دوستش داری و نمیتونی طلاقش بدی و از اونطرف هم نیازهاتو داری سرکوب میکنی برو یه نفرو صیغه کن. صیغه واسه اینجور جاهاست. کار خلاف شرعی هم نمیکنی. حالشو جا بیار.

 

سهیلا
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۲۷
برادر من بارها از روانشناسان شنیدیم که در آخرین جلسه خواستگاری نظر همدیگه رو درباره مسائل جنسی بپرسید وحتی اگه گرمید بپرسید گرمند اگر سردن بهم بزنید؛شما هیچی نپرسیدی؟شاید شما رو دوس نداشته مجبور به ازدواج شده؛شاید قبلأ کس دیگه ای رو دوس داشته؛شاید از درد بکارت میترسه؛شاید در کودکی یکی از همجنساتون خواسته بهش تجاوز کنه؛باید تو دوران عقد بیشتر معاشقه میکردین تا عادی شه واسش؛واسه مرد رابطه جنسی فقط بعد جنسی داره اما واسه زن بعد روانی و عاطفی هم داره؛شما فقط به خودت اهمیت میدی؛اینطور که معلومه از اول دوسش نداشتی که الان اینقد راحت از طلاق حرف میزنی؛کمکش کن اگه عاشقش بودی؛برنامه ماه عسل ۲روز پیشو ندیدی؟زنه تو دوران عقد تصادف کردو قطع نخاع شد اما مرده که راحت میتونست بره نرفت۵ساله عروسی کردن تمام کارای شخصی خانمو واسش انجام میده؛میگه سخته ولی عاشقشم؛شرایط شما که بدتر نیست؛اونوقت ناراحت میشید آقای نجفی میگه اونجاتون قلبتونه؛

 

علامت تعجب
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۳۴
عمو نجفی قرص خواب آور جواب نمیده؟ بریزه تو چائیش و فرداش ثابت بشه که تحملشو داشت؟

 

م
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۴:۲۱
با این شرایط مهریه تعلق نمی گیر ه با یک وکیل صحبت کن چون تمکین نمی کنه مهریه به گردن شما نیست  بنده خدا ازدواج کرده ده به آرامش برسه نه دنبال دوا دکتر خانم بگرده این لوس بازیها دیگه چیه شاید این خانم برای مهریه نقشه کشیده یا عاشق کس دیگه ای هست میخای جون این بنده خدا رو به لب برسونه نه برادر من یک ریال مهریه نده ونترس وکیل بگیر

 

نیلوفر
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۵:۰۸
دنیا رو میبینی .من ارزو چنین شوهری رو دارم .همیشه باید خودمو کنترل کنم که خود ارضایی نکنم.اونوقت خانم شما چنین شوهری داره ولی بی میل.من شما رو واقعا درک میکنم.حالم از این حیای احمقانه که دخترو پسر هنگامخواستگاری دارند بهم میخوره.اگه قبل از ازدواج راحت میتونستند در مورد این مساعل حرف بزنند الان وضعیت جامعه ما اینجوری نبود.زنه سرده ولی مرده گرمه یا برعکس.به نظر من یه مدت بهش بی محلی کنید شاید خانومتون راضی شد.اخه کسی نیست بگه که دختر خوب تو اگه از این کارا بدت میاد چرا یکی دیگرو بدبخت کردی .میرفتی با یک مثل خودت ازدواج میکردی.

 

یاس
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۵:۲۶

سلام

من به شخصه از مطالب این سایت بسیار آموخته ام از مدیر محترم و تمام دوستان که راهنمایی های مفید میکنن تشکر میکنم اما دوستان توجه کنن در مورد برخی موضوعات ممکنه افراد بدون علم به خیلی زوایای پنهان موضوع راهنمایی هایی میکنن و نسخه هایی میپیچن که بعضا ممکنه یه زندگی رو متلاشی کنه.

من واقعاً به این آقا توصیه میکنم به همراه همسرشون به صورت حضوری به مطب مشاوره تشریف ببرند و سعی کنند موضوع رو حل کنند، وقت برای طلاق زیاد هست حتی در صورت پاسخ نگرفتن شرع برای شما راهکارهای زیادی در نظر گرفته و حقوقی رو براتون در نظر گرفته، ولی در مرحله اول از صاحبان فن مشورت بگیرید.

امیدوارم مشکلتون زودتر حل بشه.

 

سلام
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۸:۰۴
از خانم ها معذرت میخوام ولی فقط همین یک جا توصیه دارم میکنم،تهدیدش کن که با این شرایط اولا که نفقه بر شما واجب نیست و دوما میرید بدون طلاق ایشون(چون توان پرداخت مهریه رو ندارید)یه زن خیلی خشکل و هات عقد میکنید و میاریدش تو همین خونه.

 

عقل میگه دورش بزن اگه دورت زد
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۱۹:۴۳

درباره نوشته های من بیشتر فکر کن و پیشنهادهای منو در آخرین مراحل انجام بده و سعی

کن بیشتر بترسونی تا عمل کنی ولی سعی کن طلاق نگیری.طلاق عرش خدا را به لرزه

درمیاره. دعا کن انشاالله درست میشه.نگو نمیشه امید داشته باش.

 

۱
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۲۲:۵۹

سلام.طاعاتتون قبول. شما چقدر کم طاقتین. بابا بنده خدا شاید ترسیده.

این دو تا مقاله را بهش نشون بدین. بگید ببین چقدر میشه قشنگ و بدون درد این کار را کرد؟

بعد بذارید بخونه و کامل درد و دلاش را بهتون بگه:

راهنمای شب زفاف برای داماد ها

راهنمای شب زفاف برای عروس خانم ها

۲ ماه اصلا زیاد نیست.من تو همینجا خوندم که خانومایی می گفتند با عشق همسرشون چندماه صبر کرد و خانم خودش خیلی خجالت می کشید.

شما یه کاری کن که او هم تحریک بشه.

 

سوال کننده
  • پنجشنبه ۱۹ تیر ۹۳
  • ۲۳:۲۹
از اول بگم زمان عقد اصلا روم نشد حرفی بزنم خودش روز عروسی گفت از شب زفاف وحشت داره منم گفتم شب زفافی نداریم به خاطر اینکه بهش خوش بگذره گذشت من اصلا نیاز جنسی رو ول کردم فقط بهش محبت کردم همیشه بوسیدمش بغلش گرفتم  آخرا بهم میگفت  اه اه بزار راحت باشم بردمش پیش مشاور مشاور تو چند جلسه باهاش حرف زد به نتیجه نرسید بهم گفت به پدرمادرش بگم گفتم پدرمادرش باهاش حرف زدن نتیجه نداشت همه راه ها رو امتحان کردم آخر بهم گفت خودتم بکشی تن به این کار نمی دم هوس باز دیگه خسته شدم دختر بی محبتی هم هست بعد عقد اخلاقش بد شد زورش میاد منو ببوسه فقط عاشق تیپ وقیافشه  تا حالا یکبارم بعد ازواج باهاش ارضا نشدم بدنشم تاحا کاملا ندیدم بعضی ها به من گفتید کم صبرم مطمین باشید شما جای من بودید با این اوضاع صد در صد  دیوونه می شدید اگه طلاقش بدم  دیگه ازدواج نمی کنم خودمم می برم عقیم می کنم راحت میشم

 

lida
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۰۱:۱۶
شاید بر بخوره بهت ولی بشین باهاش دردو دل کنو گریه کن..اگه با گریت تاثیری توش ندیدی بفهم زن نیست سنگه.. بهش رکو راست بگو میخوام برم صیغه کنم..خیلی جدی بگو.شاید اصلا دوست نداره..فقط میخواسته باهات پز بده.

 

سهیلا
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۰۱:۳۹
شما پیش ۱سکس تراپ باید برید؛باعرض معذرت از خانم ها وآقایون چون هدف کمکه بی پرده بگم بهتره؛جایی خوندم سکس دهانی طولانی باعث میشه زن کنترلشو از دست بده تاجایی که خودش درخواست دخول میکنه؛۱بار معاشقه داشتید حالا تصمیم بگیرید که اگه تونستید راضیش کنید چندماه فقط معاشقه داشته باشید بهش قول بدید بدون دخوله بعد از چند بار شروع به سکس دهانی کنید واسه همسرتون؛مطمئن باش جواب میده؛تو  ماماسایت خوندم خانمی بعدچند سال این هفته دخول روتجربه کرده؛برید اونجا سوأل بپرسید از خانم ماما؛تعجب میکنم این زمونه روز بعد نامزدی درباره مسائل جنسی حرف میزنن بعضی هم عمل؛شما چطور چیزی نگفتی عجیبه؛دنبال طلاق نرو فامیل ما۲ساله میره دادگاه میگن بروتمکین کن؛این زمانو خرج درمانش کن

 

نیلوفر آبی
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۰۲:۳۹
به سوال کننده:
ایا خانم شما در مقابل چیزهایی که شادش می کنه عکس العملی نشون میده؟! مثلا زمانیکه براش کادو میگیرین!  یا خبر شادی بشنوه- ایا ذوق می کنه- واکنش نشون میده ؟ یا خیلی راحت میگه ممنون- دستت درد نکنه- بدون هیچ عکس العملی
ایا در برخورد با دیگران خونگرم برخورد میکنه؟ مثلا خیلی احوالپرسی گرم- یا دوستش زنگ بزنه خیلی گرم صحبت می کنه ؟ یا واکنشی نداره – معمولی برخورد میکنه
—–
اگه درمقابل اینه هیچ واکنشی نداشته باشه و معمولی برخورد کنه- کلا خانم شما ادم سردی هستن(منظورم طبع سرد یا گرم ادمها نیست)- توانایی بروز احساساتش و نداره- کلا از لحاظ احساسی ضعیف هست- حتی اونها توان درک غم و ناراحتی و گریه در مقابل یه مشکل رو ندارن- و این عکس العملها براشون گنگ هست
در نهایت اگه توان تحمل همچین سردی(جدای از مسائل جنسی) رو ندارین- فکر کنم طلاق بهترین راه هست- چون این خانم در اینده نمی تونه یک مادرمناسب وهمسر خوبی باشه

 

سهیل !!
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۰۳:۱۲
از یک کاربر
یه آمپولی قرصی چیزی نیست که بعضی دختر ها را تا قبل از ازدواج بشه واژینیسموس کرد وبعدبایه آمپول دیگه درستش کرد؟!! 🙂
………………………………..
به سوال کننده
این ویژگی ها که دوباره گفتی بیشتر میاد که وسواس باشه.
صبرشما تا حالا از سرشم خیلی زیاد بوده
در هر صورت شما به شرط سلامت ازدواج کردید ولی او از نظر روانی سالم به نظر نمی رسه وبه قول خانم آقای “م” مهریه احتمالا بهش تعلق نمی گیره. با وکیل مشورت کن دوباره ازدواج کن .برای کسی که غمت را نداره هیچ غمت نباشه. همونطور که خودت گفتی بذار با تیپ وقیافش خودش تنهایی حال کنه.

 

بزغاله
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۱:۲۲

یه فایل صوتی گوش داده بودم سخنران مشاور خانواده بود و درباره مورد مشابه شما حرف میزد. ایشون میگفتن با حرف زدن با دختر به این نتیجه رسیدیم که ایشون یه تجربه تلخ توی گذشته شون دارن. با رضایت شوهرش ایشونو هیبنوتیزم کردیم و متوجه شدیم توی ۹سالگی یکی میخواست بهش تجاوز کنه ولی موفق نشد و این باعث شده بود از رابطه جنسی متنفر باشه. در اخر هم نمیدونم چجوری ولی این خاطره رو از ذهنش پاک کردن و همه چی درست شد.

 

شما بهتره یه مشاور درجه یک پیدا کنی. باور کن هرچی هزینه کنی برا درمانش پشیمون نمیشی. به مشاور هم بگو ممکنه یه تجربه تلخ توی کودکی داشته باشه.

خیلی وقتی مسخره ترین راه حل مناسب ترین راه حله!!

اینو هم بگم که یه نمودار هست به اسم” نمودار استخوان ماهی”. حتی توی بزرگترین شرکت ها و کارخانه ها برای حل مشکلاتشون از این نمودار استفاده میکنن.

من جای شما باشم از این نمودار استفاده میکنم . توی اینترنت دربارش میتونی مطالب خوبی پیدا کنی

توی

 

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۲:۱۰
از صیغه بدم میاد به هیچ عنوان اینکارو نمی کنم

کلا آدم بی منطقیه حرف حساب تو کلش نمی ره تصمیمم برای طلاق قطعی شد مهریه بهش نصفش تعلق می گیره که قصدیش می کنم می دم تمام روش هایی که گفتید و صدبرابر بهتر به پیشنهاد مشاور انجام دادم
اصلا مشاور به من گفت شما با این آدم خوشبخت نمیشید فردا بایک وکیل حرف می زنم ببیم چجوری از دستش راحت بشم
تا حالا بدنشو بهم نشون نداده  چه برسه بخوام اونکاره سخت و چندش و انجام بدم حرفا می زنیدا  کلا یک آدم بد هستش که خودشو بعد عروسی نشون داد تنها مشکل این نیست تو خونه هیچ کاری انجام نمیده میگه وظیفم نیست با پدر مادرم با ادب حرف نمی زنه فقط یه مصرف گره به درمانش اصلا امیدی ندارم چون ذاتش خرابه موفق باشید ممنونم از راهنماییتون

 

: )
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۲:۱۶
سلام
اول به lida خانم بگم که واقعا نمیدونم ذهنیتتون چیه که این راهنمایی رو به سوال کننده دارین. اخه ادم مگه توی ازدواج گدایی محبت میکنه ؟! گدایی سکس میکنه ؟!!
یعمی چی که برید پیشش دردو دل کنید گریه کنید ، گریه کنه پسر بیچاره ک چی بشه.

به سوال کننده عزیز :

دختر خانم اصلا شما رو دوست نداره ، علاقه عاطفی به شما نداره. من فکر میکنم قبلا در حد ۱۵ یا ۲۰ درصد شما رو دوست داشته. چون بوسه و معاشقه داشتین. ولی الان شاید اصلا علاقه ای وجود نداره !! دلایلشم یکی اینه حیای جنسیش رو برملا کردین برای خانوادش ، به قولی تابلو شده جلوی خانوادش الان دیگه گارد بیشتری در مقابل شما گرفته و دلیل دیگش مشاوره بردن خانمتون بوده. به نظر من شما باید صبر بیشتری میکردین و فقط شما مشاوره میرفتین نه خانمتون . تا از طریق مشاور های مختلف و ازمایش راهنماییاشون در زندگیتون نتایج رو بصورت غیر مستقیم برسی میکردین.

اما اینطوری به نظرم یه جورایی پلای پشت سر رو خراب کردین. چاره کار دو راهه یا پلای پشت سر رو دوباره بسازین .. یا دیگه این خانم رو طلاق بدین و به عقب بر نگردین!! (قانونا و شرعا هم حق با شماست ) اما اگر به عهد و وفا و دوست داشتن یکطرفه خودتون پایبندین ، به زندگی خودتون کمک کنید و هر بار دوباره تلاش کنید و دوباره همه چیز رو از سر بگیرین.

در مورد همسترتون باید گفت : نداشتن این علاقه عاطفی ممکنه چیزای مختلفی باشه : قبلا کسی رو دوست داشتن. بخاطر همین به شما علاقه ندارن. یا جسارتا قبلا رابطه داشتن و بکارت ندارن و نمیخوان شما بفهمی تا ابروشون بره. یا تربیت درست خانواده رو نداشتن ، ادمی لوس و خود خواه بار اومدن !! یا بلوغ فکری و جنسی ندارن و الان براشون زوده و بسیار میترسن و واقعا مشکل دارن .. به عبارتی بسیار زود ازدواج کردن .. هرچند که از نظر تیپ و قیافه و اندام کامل هستن.

و البته نداشتن علاقه همسرتون غیر از این موارد میتونه در شما باشه : گاهی ادم فقط خودش و اطرافیانش (بجز همسر) فکر میکنیم که خوبیم . اما در واقع خوب نیستیم.
بهترین دختر هم اگه شما این اشکالات رو داشته باشین ممکنه ازتون خیلی زده بشه ، اما برو خودش نیاره .

مثلا:
بیرون برا دوستا و خانواده و غیره خوبین اما برا همسر اصلا خوب نیستین. بد اخلاقین.
لوسین ، زیاد گرمین ، رفتار بچه گانه دارین، تربیت جنسی ندارین. عجله زیادی در سکس دارن.
انتظار بی جا دارین .
تصورتون از عمل جنسی با تفکر عمل جنسی همسرتون متفاوته .
وقتی میخوستین ازدواج کنین از روی فشار جنسی بیشتر بوده.
صبر و حوصله زیادی ندارین ..

در هر صورت همه این چیزهای گفته شده احتمال ها هستن.
پیشنهاد :
قبل از هر چیزی خوب به این موضوغع فکر کنین که این زندگی رو میخواین یا نه .. اگه نمیخواین که هیچ ولی اگه میخواین باید براش تلاش کنین.

باهاشون همیشه معاشقه داشته باشین. صبرو حوصله در معاشقه بخرج بدید. معاشقه فقط این نیست که داخل تختخواب معاشقه داشته باشین. وقتی از سر کار میرین برین ببوسینش. یا وقتی تلوزیون میبینین ببوسینش. یا مصلا داره خودشو ارایش میکنه ببوسینش.. یا داره لباس میپوشه ببوسینش. یا وقتی دارین کاری تو خونه میکنین که یهو توجه همسرتون جلب میشه .. بدونه اینکه تابلو بازی در بیارین ببوسینش.. در کل منظورم اینه که خراشی که در زندگیتون افتاده رو ابتدا باید درمان کنید. سعی کنین نه زیاد بهش توجه کنین که تابلو باشین نه کم توجه کنین.. معولی باشین .. میدونم قبلا شاید این کار که معمولی بودین رو شاید اجرا کردین ولی الان رابطه شما خدشه بهش وارد شده و خانواده دختر و شاید خانواده شما فهمیدن. از این به بعد خانواده ها رو در جریان نذارین .. واقعا عادی رفتار کنید.

کم کم بعد از وقت گذاشتن های زیاد ، مهر و علاقش رو به زندگی بیشتر کنید .. مستقیم دیگه باهاش حرف نزنید .. الان دیگه کار از مستقیم حرف زدن گذشته .. ایشون گارد گرفتن نسبت به شما .. مشکل هر چی که باشه، باز هم ایشون گارد گرفتن، و نمیخوان دخول انجام بشه.

وقتی مهر و علاقه همسرتون به حالت سابق برگشت اون موقع هستش که تازه سر خونه اولتون رسیدین ! از اون موقع به بعد باید دو برابر تلاش کنید. مثلا موقع هم بستر شدن باید روش های مختلفی رو در پیش بگیرید .. البته به غیر از اجبار و زور!!

خیلی چیز ها رو با نوشتن اینجا نمیشه گفت .. امیدوارم تلاش بیشتری کنی

 

محمد
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۳:۳۱
حالم از اینجور زنا بهم میخوره اه اه طلاقش بده راحت شو فقط خدا جوابشو بده با زندگیت بازی کرد چقدر یک زن می تونه پلید باشه زندگی با چنین زنی کفاره داره تقصیر خودته ای آقا پسرا هرجا رفتید خاستگاری مهریه بالای چهارده تا رو قبول نکنید تجربه دارم که میگم دیگه تو خونه زن میشه سرور شما می شید نوکر

 زنانی که فقط با مهریه بالا حاضر به ازدواج می شوند شوم و بی برکت اند
مهریه کم رو قبول کنید ولی مردونه زنتونو بچرخونید بهش محبت کنید احترام بزارید دنیارو براش بهشت کنید

 

سهیلا
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۴:۴۸
آقای نجفی نظر شما چیه؟بنظرتون زود نیست واسه طلاق؟آقایون این پست راهنمایشون طلاقه حتی اونایی که مدعی اند قلب عاطفیشون سرجاشه نه پایین تر؛البته به نظر من این آقا خانمشو دوست نداشته و ازدواج کرده وگرنه به فکر طلاق نمی افتاد اگه دوستش داشت دوران عقد حتمأ معاشقه ازش میخواست؛ایشون خودشونم مقصرند_منتظر نظر شماهم هستیم

سلام

به نظر بنده باید دید خانم نسبت به رابطه ی جنسی عوض بشه . باید مشخص بشه دلیل تنفر ایشون از رابطه ی جنسی چیه ؟ اون وقت میشه اون رو توجیه کرد .
موفق باشید

 

گل نازار
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۶:۱۷
العجب   !!!!!!!!!!!!!!!!!
این دیگه چطور آدمیه؟!!!

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۰ تیر ۹۳
  • ۱۷:۲۲
آقا یا خانوم گلنازار من آدم بدی نیستتم بی وفا ننیستم

خانم سهیلا اگر اخلاقش خوب بود تا آخر عمر باهاش  زندگی می کردم حتی خودمو عقیم ی کردم
خودتونو بزارید جای من حالا مثلا شوهر کردید شوهر شما به نیاز جنسی شما بی توجه بود اخلاق نداشت دست بزن داشت به هیچ صراتی مستقیم نبود مشاور ازش نا امید می شد شما به چه چیز این آدم باید دل می بستی  که باهاش زندگی کنی

 

گل نازار
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۰۱:۰۳
آقای سوال کننده من منظورم به شما نبود من از رفتار های خانمتون تعجب کردم یعنی واقعا فکر نمیکردم همچین زنی هم وجود داشته باشه.در هر صورت من که کاری از دستم بر نمیاد ولی برای سعادتمندی و عاقبت به خیری هر دوتون دعا میکنم.ان شاء الله که خانمتون هم عاقل بشه

 

یا حق
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۰۱:۵۵

 به سوال کننده:سلام برادر خوب من خانمی هستم که توی عقد شوهرم با من همین مشکلو داشت من مذهبی بودم و همسرم هم مذهبی بود من دوسش داشتم امابرام راحت بودن ورابطه سخت بود کم کم شوهرم ازم متنفر شد…دیگه منو با بی تفاوت بودن تنبیه می کرد حتی می شد ۱۰روز همو نمی دیدیم من خیلی دلم براش تنگ می شد تا یه شب که بی تفاوت کنارم نشسته بوذ گفتم ما باید اعتراف کنیم ازدواجمون اشتباه بود تا فردا فکر کن بهم جواب بده دیگه اادامه بدیم یا نه.فردا شبش اومد دنبالم چند ساعت با هم حرف زدیم گفت ازم دیگه بدش میاد گفت که رابطه چقد براش مهمه و من ازش دریغ کردم گفت که از دست کارای من به خدا پناه می برده و گریه می کرده کاش می شد من با خانمت صحبت کنم که اشتباه بزرگ منو تکرار نکنه……..که من خیلی پشیمونم که دوران عقدمو به گند کشیدم اما حرف زدن ما بدون غرور و از ته دل با هم ما رو نجات داد غدورمونو کنار گذاشتیم یه رو شدیم دیگه کم کم فهمیدم زن نباید برای شوهرش مغرور باشه .کتا ب کتاب کتاب در باره روابط زن و شوهر و خصوصیاتشون زیاد خوندم و خیلی خیلی بهم کمک کرد و بیشتر از همه دلی حرف  زدن شوهر بود راست و حسینی هر چی ته دلمون بود به هم گفتیم بشین کنار زنت دستشو بگیر تو دستت بدون واسطه باهاش حرف بزن مشاور خوبه اما پدر مادر و خانواده رو  قاطی ماجرا نکنید چون بعدا یه عمر تو چشتون می زنند.الان هر دو گرم و خوشبختیم هرچند مشکلات زندگی زیاده…من می دونم خانمت داره چه اشتباه بزرگی می کنه  کاش بدونه…من وقتی حرفای شوهرمو از ته دل شنیدم ۲شبانه روز گریه کردم و نخوابیدم دیگه زانوهام نا نداشت من خواهرام تو عقد خیلی به سرد بودنم انتقاد می کردن حالیم نمی شد هیچی مثل حرفای خودش و مطالعه به دادم نرسید.دیگه به جایی رسیده بود که می گفت ازت متنفرم هرچی نبینمت دلم برات تنگ نمی شه شنیدنش برام خیلی سخت بود اما خدا خواست درکش کردم گفت من که یه عمر پاک بودم چرا باید این لذت رابطه رو از زبون دیگران بشنوم و تو ازم دریغ شدیم  بعد از اون اما کم کم  به راه اومدم فهمیدم چقدر از غافله عقب بودم تقصیر خودم نبود از بچگی تو غصه ها غرق بودم و برای  جبران روزگارم رو فقط به درس خوندن  و بلافاصله بعدش به کار گذرونده بودم و ظرافت های زنانگی را یاد نگرفته بودم تذکر مادرم هم فایده نداشت تا این که زودپز صبر شوهرم ترکید و خالصانه از من خواست ومن ادم شدم…و از ان روز کم کم   ….باحوصله باش … کم کم….یه زن  واقعی شدم….اما هیچ وقت چراغ امید تو دل زنت خاموش نکن بدار بدونه هنوز دوسش داری اگه خودشو اصلاح کنه کاری نکن که باهات لج کنه ….مواظب باش خردش نکنی

 

 

سهیل !!
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۰۶:۵۶
به یه کاربر

هههههههههه
این دستگاه جلو گیری هم گاهی چیز گیر میشه موردی اورژانسی همینطور دیدم که زن ومرد را پیچونده بودن بردنشون نمی کدوم اتاق تا جداشون کردند دقیق متوجه اتفاقشون نشدم فقط در همین حد فهمیدم که دستگاه جلوگیری باعث شده.!!!!

 

به سوال کننده
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۰۹:۵۳
اینطورکه شما میگیداصل بدن ایشونو ندیدید. پیشنهاد میکنم وقتی حموم هست یهویی برید تو وغافلگیرش کنیدوبعد معاشقه کنید. اخه از رو لباس که هیچ حسی نداره معاشقه!!!!!!!!!!!!

 

bib
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۱۴:۳۹
شما حق داری واقعا یه ادم بی منطقی هستن ، اگه تصمیم  طلاقتون قطعی هست پس بهتره همین کارو بکنید ولی امیدتون به زندگی رو بعد از ایشون از دست ندید شاید خدا این جوری صلاح میدونسته با یه فرد دیگه از لحاظ مسایل جنسی نرمال باشه ازدواج کنید و به زندگیتون ادامه بدید

 

  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۱۴:۵۵

من باحرف یاحق و و کابر لیدا موافقم گاهی یه حرف ته دل و گریه خیلی تاثیرگذاره.

خودم زمان عقد هرچی شوهرم میگفت دوست دارم برام تصنعی بود حس میکردم تو کتابا خونده ما زنها از این کلمه خوشمون میاد هی میگه به غرورم برمیخورد یکبار دیگه آمپرش زد بالا و شروع کرد به گریه کردن که واقعا دوستم دارم چرا باورنمیکنی باچه زبونی بگم…

و اینجا بود که من باورم شد

دیدن گریه یک مرد خیلی سخته یعنی اوج سختی و بنظرم خیلی تاثیرگذار

 

آزاده
  • شنبه ۲۱ تیر ۹۳
  • ۱۶:۱۷
یه پست بود با عنوان “تا حالا این حرفا رو به کسی نگفته بودم ” که یه خانم از اینکه شوهرش ۱۲ ساله که به روش طبیعی ارضاش نمیکنه حرف زده بود و درددل کرده بود . هیچکس به اون زن نگفت از شوهرت جدا شو . حتی کسانی هم که براش ابراز احساسات کردن صراحتا نگفتن تقصیر شوهرته . بقیه هم که مستقیم خانم رو سرزنش کردن و گفتن ایراد از تو ئه . اون خانم ۱۲ ساله که با کمبودای زندگیش ساخته . اما این پست رو داشته باش . تا آقا ۲ ماه از ازدواجش گذشته و خانمش نتونسته ارضاش کنه بی تاب شده . سیل نظرات سرازیر شده یکی گفته طلاقش بده یکی از خانومه ابراز تنفر کرده یکی آرزو کرده جای این مرد نباشه . اما هیچکس به این آقا نگفت صبر کن . هیچکس نمیگه آقای محترم شما چطوری مدعی هستی که در عرض زمان کوتاه “دو ماه ” همه راهها رو رفتی و میگی راهی نمونده که نرفته باشم ؟ در عرض دو ماه ؟ اینجا میشه وفای زن و مرد رو با هم مقایسه کرد . اون زن قبل از ازدواج به شما گفته که از شب زفاف ترس داره . فریبت که نداده . من هم برای اون خانم که ۱۲ سال بی مهری شوهرش رو تحمل کرده بود ناراحت شدم . هم برای شما . نه اینکه بخوام به شما حق ندم اما شما هم شرعا مسؤولی هم نفقه خانمت رو باید بپردازی .  البته اگر به رساله و تقلید اعتقاد داشته باشی و مثل بعضی از آقایون ادعای تفسیر دین رو طبق سلیقه خودت نداشته باشی . جدای از مشکل خانمت که باید حل بشه و هرچه زودتر بینتون صلح و صفا بشه این جمله رو بخون و بارها با خودت تکرار کن و بدون اون آقایونی که بهت میگن خانمت گناه میکنه و چون تمکین نمیکنه نفقه ای هم بهش تعلق نمیگیره تا بحال لای رساله رو هم باز نکردن :

بسم ا.. المنتقم الجار
مساله ۲۵۶۵ رساله آیت ا… فاضل لنکرانی:
“اگر موقع خواندن عقد دائم برای دادن مهر مدتی معین نکرده باشند زن میتواند پیش از گرفتن مهر از نزدیکی کردن شوهر جلوگیری کند چه شوهر توانائی دادن مهر را داشته باشد و چه نداشته باشد “
 اما :
” اگر پیش از گرفتن مهریه به نزدیکی راضی شود و شوهر با او نزدیکی کند دیگر نمیتواند بدون عذر شرعی از نزدیکی شوهر جلوگیری  نماید “. اون تمکینی که آقایون شنیدن مال این بخش دومه . مطمئنم الان سیل اعتراضات و انتقادات تو ذهن آقایون شکل میگیره . اما باید در برابر حکم خدا تسلیم بود .
بله همان شرعی که به مرد اجازه داده صیغه کند به زن هم اجازه داده تا مهریه اش را نگرفته اساسی ترین نیاز شوهرش را برآورده نکند . من نمیگم این خانم این کار رابکند اما میگم اگر هم بنا به هر دلیلی انجام داد اونقدرها هم که فکر میکنید حق به جانب مرررررررررررد نیست .
قربون حکمتت برم خدا .

 

بزغاله
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۰:۱۸

شما از روز اولی که مشکلتونو مطرح کردین فقط و فقط حرف از طلاق میزنین !!

اگه واقعا تنها راه حل باقی مونده براتون همینه پس چرا مشکلتونو اینجا گفتین ؟؟

و اگه دنبال راه حلی به جز این میگردین لطف کنین این کلمه رو دیگه اینجا مطرح نکنین.

دو ماه برا همچین تصمیمی زمان خیلی کمیه.

با طلاق گرفتن هم خودتو بدبخت میکنی هم خانومتو و مطمئن باش چیزی هم بدست نماری

 

دنبال روانشناس برو

 

حسن
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۱:۰۴
شما چرا همه چیزو تو اون صد گرم گوشت خلاصه کردین ؟

 

حسن
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۱:۰۸

اگه اینقدر دردت کاریه شب یه پارچ دوغ به خوردش بده و بذار با خیال راحت بخوابه و ..

وقتی بیدار شد خودش میفهمه چه اتفاقی افتاده ..!!

 

محمد
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۲:۳۰
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

خانم ***** شما یک فمنیست درجه یک هستید  همه جا به مردا توهین می کنید

اولا شوهر اون خانم اخلاقش خوب بود و بخش اعظمی از وظایف خودشو به درستی انجام می داد ولی خانم این آقا هیچ کاری نمی کنه دوما این آقا گفته اگه زنش مهربون بود خودشو عقیم می کرد خوب حالا من از شما می پرسم اگه شما با مردی ازدواج می کردید کهه هیچ کدوم از وظایفشو انجام نمی داد چیکار می کردید با این رو حیه ای که از شما سراغ دارم سر هفته در خواست  طلاق می کردید
ددور اطراف ما زنان زیادی هستند که شوهر فرشتشون رو با اوج بیرحمی با ابزار مختلف به خاک سیاه کشوندن ولی ما عقل داریم ***** ***** ****** و می دونیم همه زنا مثل هم نیستند

 

ابوالفضل
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۲:۴۶
خانم آزاده خواهر محترم من مردی در زندگی شما بهتون اذیت کرده که این همه به مردان سوظن دارید اگه کرده من از طرف اونآقا از شما معذرت می خوام

خواهر من به خدا مردا اونطوری نیستند که شما فکر می کنید  مرد خوب و فرشته خیلی زیاد داریم در بعضی از کامنت ها البته عذر می خوام ولی لهنتون یکم تنده خواهش می کنم یکم مهربان تر حرف بزنید
من از این آقا یک انتقاد دارم اونم اینه که حداقل یک سال صبر کنه بعد حرف طلاق بزنه ولی اون خانوم به کوچکترین وظایفش پایبند نیست  اینم باید در نظر بگیریم
خواهر محترم من خوب و بد بودن به زن و مرد بودن نیست به ذات طرف بستگی داره
اگه انتقادی حرفی با من دارید منتظر نظرتون هستم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم در پناه حق باشید

 

سوال کننده
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۵:۳۰
خانم آزاده من مقلد آیت الله خامنه ای ام و قانون کاملا از من دفاع می کنه هم شر تازه اگه ثابت بشه مشکل جنسی داره مهریه بهش تعلق نمی گیره ولی من خیلی وجدان دارم که تا الان طلاقش ندادم چون اگه شما جای من بودید با این اخلاق ظرف یک دروز طلاقش می دادید گفتم بارها میگم دیگه به خاطر مصرف قرص اعصاب تمایل جنسیمو از دست دادم و فقط به خاطر اخلاقش می خوام طلاق بگیرم  شوهر اون خانمی که شما گفتید با اخلاق و وظیفه شناس بودن و فقط به ارضا همسرشون اهمیت نمی دادن که با پیگیری درست می شه ولی برای من هیچ کاری انجام نمی ده   با وکیل مشورت کردم گفت کاری می کنم یک قرون مهریه ندی ولی من دلم نمیاد طلاق بدم بازم یک سال برای  وجدانم صبر می کنم خانم یا حق من در دوران زندگی مشترکم و این مشکلو دارم نهدوران عقد باید اعتراف کنم  در دوران عقد خودم هیچ تمایلی به معاشقه نداشتم به خاطر حیای پسرانه ام ولی بعد ازدواج برای من سخت شد حساب کنید زمانی که شما می تونید در آغوش و کنار همسرتون بخوابید بایدجاتونو جدا کنید تا فشار جنسی اذیتتون نکنه مشاور همه ی این ها رو به اون گفت ولی با بی منطقی قبول نکرد اصلا درست بشو نیست

 

آزاده
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۶:۰۸
خیییییییییییییلی خوشحال شدم آقای سؤال کننده که گفتی طلاق رو تا یکسال عقب میندازی . میبینی آقای ابوالفضل تلنگرم کارساز بود .  من یه شوهر بیست و درجه یک دارم که البته اهل منطق و گفتگوئه . نگران من نباشید . اما علت اینکه فکر میکنید من تند حرف میزنم چیه ؟ تو حرفام غیر از کلام حق چی پیدا کردین ؟ یه جمله اشو بگین . کجای حرف زدن از احکام خدا با افکار فمینیستی همخوانی داره ؟ چرا فکر میکنید زن خوب زنیه که در برابر افکار مردان همه جوره تسلیم و بی نظر باشه ؟ من از بچگی با پدرم که فرهنگیه راجع به مسائل مختلف حرف میزدیم . با دخترا تون گفتگو کنید . بذارید به حقوق و وظائفشون آشنا بشن . بذارین بلد باشن خوب حرف بزنن . زنهای جامعه ما اونقدر تسلیم و کم حرف بودن که مردا فکر میکنن زن یعنی همین .  من بعنوان یه زن با عاطفه که ده ساله با شوهرش زندگی مشترک خوبی داره هم  به حقوق خودم آشنام هم به وظائفم. مثلا اجازه خروج از منزل رو برای تمام عمرم از شوهرم گرفتم چون اگه زنی این کار رو نکنه هربار که از خونه بیرون میه شرعا مسؤوله . اما از طرفی به آقای سؤال کننده میگم زن شما از لحاظ شرع الان ناشزه حساب نمیشه و باید خرجیشو بدی (قانون گل و بلبل مملکتمونو رو نمیدونم چی میگه اما شرع رو میدونم ) .نگران من نباشید شوهرم از نوع زنهای قوی خوشش میاد . . اما راجع به مقایسه این دو تا پست که گفتم بیشتر فکر کنید . باور کنید تا حد زیادی حق با منه . آقایون یه خورده بیشتر فکر کنید .

 

نقاب
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۶:۳۵
تو یکی ازکشورا بنظرم هند که اماربالایی ازتجاوزها روبه خودش اختصاص داده ؛ دخترا شلواری اختراع کرده بودن که درصورتی که متجاوزی بهشون  نزدیک میشد بلافاصله  دکمه ای رو که روی اون شلوارمخصوص نصب بود روفشار میدادن و این دکمه بمنزله ی هشدارو خطربود وسریعا با اولین ونزدیکترین بازرسی پلیس محل ارتباط میگرفت و پلیسا  می اومدن واسه دستگیری متجاوز!!!!  هههه

 

x
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۷:۱۵

همسرتون مشکل جدی داره..واقعن دلم براتون سوخت شما چقدر صبوری ماشالا.۲ماه کم نیست.زودتر تمومش کنید . حق شما ضایع شده.

 

 

یاد اون پست مدیروبلاگ افتادم ((((قلب عاطفی مرد کجاست؟))))

بنده خدا داره سکته میکنه

 

شما که میفرمایید پیش مشاور رفتید و مشکل حل نشده تمومش کنید دیگه جای حرف نمونده

 

نیلوفر آبی
  • یکشنبه ۲۲ تیر ۹۳
  • ۱۷:۳۴
اتفاقا جریان شما شبیه یکی از دوستان بود:
دوسال عقد کرده بودن- همدیگرو خیلی دوست داشتن اما بعد از دو ماه که از عروسی گذشت از هم جدا شدن- چون طی این مدت اقا پسر نگفته بود که توانایی جنسی نداره- و التش رشد نکرده و…- برای همین خانم با علاقه زیادی که بهم داشتن از هم جدا شدن-
چون نمی تونستن همدیگرو تامین کنن- و خانم علاقه به بچه داشت-
——————-
عدم تامین این نیاز در اوایل ازدواج ضررهای روانیش بیش از ضررهای جسمی هست- و نمی توان با چیزی مقایسه و یا جایگزین کرد

 

رزگل
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۱۰:۴۰
تمام پستاوخوندم..
اقای سوال کننده حالا که اینجا اومدی دنبال بهترین راه حل باش وعجولانه تصمیم نگیرید!!
اینطور که من دیدم شما ۱۸ تیر سوالتونو مطرح کردین بعد ۲۰ تیر تصمیم به جدایی گرفتین..
یعنی شماااا هنوز راهکارهایی که دوستان بهتون ارائه دادن رو عملی نکردین!!!!
پس تصمیم واسه طلاق برا شما خیلی زوده…
از طرز نوشتنتون هم مشخصه که ادم کم حوصله ای هستین.. وهمه پیشنهاداروهم کامل نخوندین!!!

من همه حرفاتون رو قبول دارم اما واقعا شما واسه خانومتون وقت نذاشتین چطور انتظار دارین دو روزه خوب بشه؟؟؟.

پس بیشتر صبوری کنید ..دوستان متاهل راهنمایی هایی کردن استفاده کنید..

اما بنظر منم هیچوقت جدا از همسرتون نخوابیدبذاریدببینه که کنار هم میخوابید اما رابطه ای ندارید شاید به خودش بیاید و این حدیثم خیلی کارسازه بهش بگید که اگه مردی از زنش رابطه بخاد واون زن بی محلی کنه اون شب فرشته ها تاصبح لعن ونفرین میکنند اون زن رووو.
.
به نظر من هر کاری از دستون برمیاد بازم براش انجام بدید فقط صبوری بیشتری کنید..
خانواده ها روهم دیگه زیاد در گیر خودتون نکنید یه مدت بریدمسافرت بیشتر با هم باشید بیشتر وقت بگذرونید..

شما صب تا شب میری سر کار انتظار داری اونم دلش شما رو بخاد سعی کنید از کارتون کم کنید و بیشتر با خانومتون وقت بگذرونید.
.
باور کنید شما تک تک راه حلایی که دوستان ارایه دادن رو ازش پرینت بگیرید هر شب یکیشووو انجام بدید کم کم دوماه طول میکشه تا همشو انجام بدید و به نتیجه برسید

خاهشا عجولانه تصمیم نگیرید وهمچنان پیگیر بر طرف کردن مشکلتون باشید.

 

ابوالفضل
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۱۱:۳۵
خانم آزاده من به لحن تند شما انتقاد کردم کمی لحنتون تندهه  شما می تونید منظورتونو بالحنی بهتر بیان کنید یکم صمیمی تر از نظر شرعی فقط آیت الله لنکرانی  این عقیده رو داره بقیه آیت الله ها این عقیده رو ندارن همه می دونیم که خانم این آقا ناشزه هست با توجه به قانون و نظر اکثر آیت الله ها در کشور حق زنان کجا ضایع میشه بفرمایید در کشور ما  اصلا حق زنان ما ذره ای هم ضایع نمیشه فقط خانم های ما به خودشون تلقین می کنند و در مورد وفاداری خانم نیلوفر آبی یک مثال آوردن خوب بیایم وفای زن و مردبا این خانم بسنجیم وفا داری به زن یا مرد بودن نیست به ذات طرف بستگی داره خانم آزاده چه بخواهید چه نخواهید باید قبول کنید که افکارتون فمینیستی هستش چون در تمام کامنت هایی که گذاشتید مردان را مقصر شناختید حتی اینجا که همه می دانیم صد درصد تقصیر خانم هستش  تا حالا در کامنتتون یک بارم ندیدم که کسی رو راهنمایی کنید فقط دنبال انتقاد از مردان بودید  این رفتار شما درست نیست خوب به خیلی از مردان بر می خوره خواهش می کنم یه تجدید  نظری داشته باشید  و بدونید که حقه مردان همبه اندازه  زنان ضایع میشه خیلی از مردان هستن که فقط دارند از طرف همسرشون عذاب می بینند مثل این آقا پس چه کسی ازشون حمایت کنه در ضمن این آقا هزینه همسرش رو پرداخت می کنه و قانون ما و شرع هم کاملا درست از این آقا حمایت می کنه

 

ابوالفضل
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۱۱:۵۶
خانم آزاده شما می فرمایید این خانم هیچ تقصیری نداره درحالی که هممون می دونیم این خانم ناشزست هم از نظر قاون هم از نظر شرع و نظر اکثر آیت الله ها و شما می فرمایید بنا به نظر یک آیت الله این خانم از مهریش سو استفاده کنه همین آیت الله و بنا به شرع مرد می تونه چهار زن بدون اجازه از همسران دیگه اختیار کنه ولی قانون ما رضایت همسران دیگه رو هم اولویت قرار داده خوب اینم از شرع آیا شما این دستور شرع را قبول می کنید یا نه

شما باید به این آقا راهکار می دادید نه اینکه ایشونو محکوم کنید و با اون لحن تند باهاش حرف بزنید

 

سوال کننده
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۱۲:۱۷
خانم آزاده حرف های شما هیچ تاثیری در من نداشت من فقط به خاطر وجدانم صبر می کنم تازه وکیل گفت تمام نفقه ای که در مدت عدم تمکین دادی میتونی پس بگیری و مهریه هم ندی  ولی با این حرفا چون دوسش دارم دلم براش سوخت الان اگه خودشم رابطه بخواد من تمکین نمی کنم تا اخلاقشو عوض کنه اخلاقشو درست مثل دوران قبل عروسی کنه  بهش حرفای وکیلو گفتم خیلی ترسید داره درست میشه

 

ستاره
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۱۷:۰۳
برای اولین قدم خوبه.امیدتون رو از دست ندید.سخنرانی های دکتر حبشی رو دانلود کنید بدید گوش بده.

 

آزاده
  • دوشنبه ۲۳ تیر ۹۳
  • ۲۲:۲۴
کاملا انتظارش رو داشتم . برام عجیب نیست . بیشتر مردای ایرانی طرز فکرشون همینه که تو کامنت ها نوشتن . دیگه کسی که اسم خودش رو چنگیز خان بذاره ببین دیگه….. یوووووووووووووووووووهو . خدایا دوستت دارم .

 

یگانه
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۰۰:۲۸
آقای سوال کننده وقتی نتیجه حرفای وکیل بهش اثر کرد بیاین خبر بدین بالاخره بفهمیم ترسوندن  تونست کارساز باشه یانه؟ .

 

رضا
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۱:۱۹
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

خانم ***** کم آوردی حرفی نداری  بزنی اینو بدونید مردان ایرانی بهترین مردان دنیا هستند  چرا چون شرع بهشون اجازه داده چهار تا زن اختیار کنند و این عمل و مستحب دونسته و مردان ایرانی اکثر غریب به اتفاقشونن به خاطر وفاداری و دوست داشتن همسرشون این اجازه دین رو نادیده  می گیرند ولی مردان آمریکایی پیشرفته ترین کشور دنیا مدافع حقوق زنان

توجه کنید طبق آمار انتشار یافته این کشور صد در صد مرد آمریکایی روابط جنسی خارج از خانه داره این یعنی چی پس ما مردای ایرانی فرشته ایم قدرمونو بدونید  خیلی دلتون مرد خارجی می خواد
آقا ابوالفضل ممنونم با چه منطقی فمینیست هارو تسلیم کردی شما مدرکتون چیه اول با مهربانی بعد با جواب منطقی قاطع خیلی ممنونم به قول شما این مدل خانم ها فقط به خودشون تلقین می کنند مردان ایرانی فرشته اند شک نکنید کفران نعمت نکنید

 

رضا
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۲:۰۷
خانم آزاده ناراحت نشیا ولی واقعیت اینه که شما یکم بیش از حد سوظن داری  همسر من یک فرشتست  و قدر شناس از جونم بیشتردوسش دارم من یک جامعه شناسم ولی شغلم آزاده هرموقع میام خونه به خاطر مهربونیاش خستگیم کلا در میره خودش به من میگه من زیر کولر نشستم همه ی سریالارو نگاه می کنم اونوقت تو زیر این آفتاب گرم برای نون حلال باید کلی زحمت بکشی این قدردانیش به من روحیه ای میده که کوهم منو از پا در نمیاره حاضرم جونمم براش بدم و کلا از صیقه و این حرفا بدم میاد حتی بمیرم نمی رم دنبال این حرفا به خاطر آرامش همسرم داحتی آسایشش هر کاری می کنم چون عاشقشم چهار ساله  ازدواج کردیم بفرمایید من به عنوان یک مرد ایرانی چیکاری باید در حق همسرم بکنم که نمی کنم همه ی دوستام برادرام مثل من هستند

 

ابوالفضلبوالفضل
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۳:۳۱
خانم آزاده ما که کاملا با منطق حرف زدیم ذره ای بی منطقی تو حرف های ما نبود انتظار داشتید ساکت باشیم اهانت و تهمتشما رو با آغوش باز بپذیریم با منطق از خودمون دفاع کردیم معمولا خانوم های فمنیست همیشه با منطق کم میارن این طبیعیه

و اینو بدونید خدا زنای فمینیست رو دوست نداره
شاید شما دور اطراف شما خانم هایی هستند که حقشون ضایع شده و سو ظن پیدا کردید و اینم بدونید دور و ور ما هم مردای زیادی حقشون ضایع شده ما هم بیایم به حق و نا حق به خانم ها توهین کنیم
به قول آقا رضا پس حقوق مردان چی  مردا آدم نیستند مردای ایرانی فرشته اند دیگه توهین نکنید خواهشا
من نمی دونم خانم های با این تفکر دنبال چی هستن چی می خوان می خوان بشن سرور بشن سلطان
 پیامبر فرمودند اگر سجده به غیر از خداوند حرام نبود دستور می دادم زناننان بر مردانشان سجده کنند

 

سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۳:۵۰
کم کم درست شده مخصوصا اخلاقش مظلوم شده دیشب با اینکه پیشش نخوابیدم اومد منو از پشت بغل کرد خوابید دلم براش می سوزه تا حالا اصلا از این کارا نکرده بود منو بوسید باورم نمی شد ولی خیلی اینکارا برای من بی ارزش شده چون ترسوندمش و احساس می کنم به خاطر ترسش داره  محبت می کنه به نظرتون حالا چیکار کنم فعلا خودم به هیچ عنوان حاضر به نزدیکی نیستم چون سابقش خرابه و موقعیتی که من توش هستم از بین میره

 

سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۳:۵۳
بابا همتون منو ول کردید چسبیدید به آزاده ولش کنید بابا یه چیزی گفتت خودشم پشیمون شد

 

آزاده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۳:۵۸
جز کلام شرع چیزی نمیگویم :

 ریشه هاى درونى مجادله (مراء) :
مراء از بیمارى هاى اخلاقى است و شخص مبتلاى به آن ، روح و نفسى بیمار دارد. سرچشمه این رفتار ناپسند صفات زشت نفسانى است که عبارتند از:
۱ – دشمنى و کینه جویى
گاه خرده گیرى بر گفتار دیگران در دشمنى با ایشان ریشه دارد. شخص کینه توز براى ابراز نفرت خویش به اشکال گرفتن و ستیزه کردن با دیگرى پرداخته ، مى کوشد بر او چیره شود.
۲ – حسد
رشک بردن بر مال یا مقام دیگرى ممکن است انسان را به مراء و پیکار گفتارى با او بکشاند؛ زیرا فرد حسود، خواهان خوار کردن دیگرى به هر وسیله ممکن است .
۳ – تکبر
گاه اظهار برترى بر دیگران فرد را به ایراد و اعتراض بر گفتار آن ها وا مى دارد.
۴ – حب مقام یا مال
اشکال گرفتن بر دیگران ممکن است براى رسیدن به دنیا باشد. گاه علاقه به مقام یا مال انسان را به ورطه مراء مى اندازد؛ البته تمام این موارد، خود در دو قوه شهوت و غضب انسانى ریشه دارند.
احادیثی در باب مجادله بیهوده با کسی که میدانی فایده ای بر آن مترتب نیست :
روزى شخصى خدمت امام حسین (علیه السلام ) آمد و به امام گفت :
اجلس حتى نتناظر فى الدین فقال یا هذا انا بصیر بدینى مکشوف على هداى فان کنت جاهلا بدینگ فاذهب فاطلبه مالى و للمماراه و ان الشیطان لیوسوس للرجل و یناجیه و یقول ناظر الناس فى الدین لئلا یظنوا بک العجز و الجهل (۲۹۷).
بنشین تا با هم مناظره کنیم . امام فرمود: اى فلانى ! من از دینم آگاهم و اگر تو از دینت آگاهى ندارى ، برو جست وجو کن و آن را یاد بگیرد. من اهل مراء نیستم . همانا شیطان در اشخاص وسوسه مى اندازد و مى گوید: برو با مردم مناظره کن تا گمان نکنند ناتوان و نادان هستى .
لا یستکمل عبد حقیقه الایمان حتى یدع المراء و ان کان محقا(۲۹۱).
هیچ بنده اى حقیقت ایمان را کامل (درک ) نمى کند، مگر این که جدال را رها سازد؛ اگر چه حق با او باشد.
انا زعیم ببیت فى اعلى الجنه و بیت فى وسط الجنه و بین فى ریاض ‍ الجنه لمن ترک المراء و ان کان محقا(۲۹۳).
من ضامن خانه اى در بالاى بهشت و خانه اى در وسط آن و خانه اى در باغ هاى بهشت هستم ، براى کسى که جدال را ترک کند؛ اگر چه حق با او باشد. (پیامبر اکرم (ص))
والسلام علی من اتبع الهدی.

 

سمانه
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۴:۳۳
سلام به همگی . میبینم که آقایون محترم تو این پست های اخیر جانب انصاف  رو زیاد رعایت نکردن . من کاری به مشکل سؤال کننده ندارم انشا… که با راهنمائی های بعضی دوستان کارشون به طلاق نکشه اما حالا که صحبت از برخی احکام شرعی شده در تکمیل حرفهای خانم آزاده  ازتون میخوام مطلب زیر رو مطالعه کنید که برگرفته از سایت “معاونت حقوقی و امور مجلس ” است و اشاره به اجماع نظر فقها در مورد حق زن بر جلوگیری از دخول قبل از گرفتن مهریه اس : (برادرای محترم زمونه زمونه منطقه نه کینه جوئی) :

نکاح‌ با مهر، در حکم‌ معاوضه‌ و از فروعات‌ آن‌ است . در معاوضه‌ هر کدام‌ از متعاوضین‌ حق‌ امتناع‌ ازتسلیم‌ عوض‌ خود را دارند تا دیگری‌ تسلیم‌ نماید و موسر یا معسر بودن‌ آنها در تحصیل‌ فایده‌ تعویض‌ مؤثرنیست‌ پس‌ حاکم‌ آنها را بدون‌ اولویت‌ یکی‌ بر دیگری‌ مجبور به‌ تقابض‌ با هم‌ می کند نکاح‌ نیز چنین‌ است‌ ومسأله‌ تمکین‌ زوجه‌ بر قاعده‌ متعاوضین‌ متفرع‌ شده‌ است .
امتناع‌ زوجه‌ از تمکین‌ برای‌ گرفتن‌ مهر و مجبور کردن‌ زوج‌ برای‌ تسلیم‌ آن‌ در ابتدا به‌ علت‌ فرقی‌ است‌ که بین‌ مهر و بضع‌ است‌ و آن‌ اینکه‌ اگر مال‌ تحویل‌ شد استرداد آن‌ ممکن‌ است‌ اما اگر بضع‌ تحویل‌ شد قابل استدراک‌ نیست .
شهید ثانی‌ (ره ) در این‌ خصوص‌ می فرماید:
و هنا لایمکن‌ الابتداء بالمرأه‌ لأن‌ منفعه‌ البضع‌ اذا فاتت‌ تعذر استدراکها و المال‌ یمکن‌ استرداده‌ و لا فرق‌ فی هذه‌ الحاله‌ بین‌ کون‌ الصداق‌ عینا و منفعه‌ متعینا و فی‌ الذمه ۱
جواز امتناع‌ زوجه‌ قبل‌ از دخول ، تا آن‌ که‌ مهر را بگیرد بر اساس‌ اجماع‌ فقهای‌ عظام‌ است ۲ و نصی‌ برای‌ آن وجود ندارد و امثال‌ روایت‌ ابی‌ بصیر از امام‌ صادق‌ (ع ): اذا تزوج‌ الرجل‌ المرأه‌ فلا یحل‌ له‌ فرجها حتی‌ یسوق الیها شیئا درهما فما فوقه‌ أو هدیه‌ من‌ سویق‌ او غیره ۳
در خصوص‌ عدم‌ جواز دخول‌ به‌ زوجه‌ قبل‌ از قبض‌ می باشد از افاده‌ حرمت‌ قصور دارد و علی‌ جهه الافضل‌ وارد شده‌ است‌ و کراهت‌ دخول‌ در صورت‌ امتناع‌ زوجه‌ را می رساند. لیکن‌ اجماع‌ علما موافق‌ با قواعدشرعیه‌ است . به‌ این‌ معنی‌ که‌ عقد نکاح ، استحقاق‌ بضع‌ برای‌ زوج‌ و استحقاق‌ مهر برای‌ زوجه‌ را واجب‌ می کندلذا اخلال‌ هر کدام‌ از آنها در صورت‌ امتناع‌ دیگری‌ جایز نیست .

 

به سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۴:۳۷
چطور وکیل شما گفته  که حتی میتونی نصف مهریه رو هم نپردازی؟

اصل هشتم(۸) اگر زن قبل از دوخول و جماع طلاق داده شود و در حالی که برایش مهریه تعیین شده است نیمی از تمام مهریه به او می رسد، مگر اینکه شوهر با رضایت خویش بخواهد تمام مهریه را پرداخت نماید در این باره به آیه زیر توجه فرمایید:
وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَهُ النِّکَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (سوره بقره، آیه: ۲۳۷)
ترجمه : و اگر زنان را پیش از آن که با آنان تماس بگیرید ( و جماع نمایید ) طلاق دادید ، در حالی که مهریّه ای برای آنان تعیین نموده اید ، ( لازم است ) نصف آنچه را که تعیین کرده اید ( به آنان بدهید ) مگر این که آنان ( حق خود را ) ببخشند و یا (شوهر) همان کسی که عقد ازدواج در دست او است ، (تمام مهریه را به داده و به زن) ببخشد ، و اگر شما ( مردان ) گذشت کنید ( ودر این صورت نیز تمام مهریّه را به زنان بپردازید ) به پرهیزگاری نزدیکتر است ، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید . بیگمان الله به آنچه انجام می دهید کاملا بینا است .

 

نیو کاربر
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۶:۵۱
درکت میکنم
فکر کنم شما باید به اتفاق خانومت برین پیش وکیل تا یه مشاور
خیلی سخته
هیچ کس تورو نمیفهمه
مخصوصا خانوما که اصلا نمیفهمن
یک عمر تحمل کنی این همه فشار رو بعد که زن میگیری تازه میفهمی فشار یعنی چی.
خدا بهت صبر بده
به منم داده ولی بیشتر سعی کن
اگه دوسش داری بیشتر سعی کن
کاری نکن که بعد پشیمون بشی
باهاش بساز
بهش محبت کن
تو عصبی بودنت به خاطر فشار جنسیته نه بی اخلاق بودنه ایشون و خودت اینو متوجه نمیشی
مصرانه بهت پیشنهاد میدم یک نفر رو صیغه کن
صیغه قانونه خداست
دوست ندارم که نشد حرف اگه میخای زندگیت خوب بشه باید دوس داشته باشی
به حرفام خوب فکر کن
اینارو یه آدمه با تجربه بهت میگه
موفق باشی

 

رضا
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۱۹:۴۲
خواهر من خانم آزاده زمانی که تسلیم حق و منطق شدید خواهشا یا عذر خواهی کنید یا جواب ندید

چیز خوبی از شما یاد گرفتم هرموقع هرجا چیزی نداشتم که بگم متنی که نوشتیدو براش می نویسم تا شاید آبروم نره
به خدا اینقدر غرور و لجبازی برای یک خانم خوب نیست این متنی هم  که نوشتید دقیقا به خود شما صدق می کنه نه ما
دیگه تمومش کنید خواهشا

 

ابوالفضل
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۲۰:۰۴
خانم آزاده مجادله رو شما آغاز کردید پس این متن دقیقا اشاره به شما داره

چقدر مقاومت می کنید خواهش می کنم با منطق حرفامو رد کنید اگه نهمعذرت خواهی کنید
من از شما بابتسخن آیت الله لنکرانی معذرت می خوام تو اون مورد حق با شما بود خانم سمانه درست میگن
ولی از نظر اخلاقی به نظرتون کار درستیه بازم نگاه کنید خانم آزاده حق مردان چگونه ضایع شد اگه این آقا می دونست مهری ی اون خانومو حتی یک سکه هم قبول نمی کرد
تجربه بزرگی شد برای من که مهریه کم قبول کنم و اول ازدواج پرداخت کنم تا مشکلی پیش نیاد برای من
خانم آزاده از من دلخور نشیدا من خودم بعضی جا ها با حقوق زنان موافقم مثلا صیغه رو بی انصافی می دونم ولی خداییش قبول کنید بعضی جاها تند رفتید

 

محمد
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۲۰:۱۳
بعد خوندن متن خانم آزاده کلی خندیدم

با این شناختی که از ایشون دارم اگه جواب داشت ول نمی کرد شما آقایونم ول کنید خودش اعتراف کرد که جوابی نداره
ولی بازم بی ادبی کردید و همه ی آقایونو نادان خطاب کردید
منطق نداشتید به هیچ عنوان بس کنید خواهشا
جاز خدا می خوام همسرم به هیچ عنوان مغرور لج باز نباشه

 

سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۲۰:۲۵
خانم آزاده دقیقا اخلاق همسر من عین شماس بی منطق حرف می زنه و فکر می کنه حق با خودشه

وکیل بهم گفت اگر ثابت کنیم مشکل جنسی داره تعلق نمی گیره مگرنه باید نصفشو بدم
ای  پسرا مهریه بالای چهارده تا خریته اصلا قبول نکنید

 

سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۲۲:۰۷
من از بچگی آرزو داشتم یک زندگی عاشقانه داشته باشم همیشه دوست داشتم یک همسر مهربان داشته باشم از اول زندگیمو با از خود گذشتگی شروع کردم مهریه۱۱۴ قبول کردم گفتم جهیزیه نمی خوام گفتم خودم همه چی دارم اینقدر دوسش داشتم که زمان عقد حرفی از مسایل جنسی نزدم که مبادا روحش آزرده شه از شب عروسی می ترسید گفتم  ولش کن صبر کردم  دو روز بعد عروسی رفتم سرکار برگشتنی انتظار داشتم همسرم ازم استقبال کنه ولی  به جای استقبال بهم گفت  چقدر زود اومدی سعی کردم همیشه باهاش مهربون باشم شب ها کنارش می خوابیدم تن تن می بوسیدمش حتی یک بوسه ام دریافت نمی کردم انگار من حق ندارم محبت ببینم شب ها از فشار جنسی کنارش جنب می شدم ولی تحمل می کردم چون دوسش داشتم  بعد یک ماه همینجور گذشت حتی کوچکترین محبتی دریافت نکردم انگار من سنگم رفتیم پیش مشاور مشاور برای بهتر شدنش هرکاری کرد ولی درست نشد بارها باهاش دوستانه زن و شوهری حرف زدم تاثیر نداشت افکارش به شدت فمینیستی بود تا حالا دست پختشو نخوردم تو خونه هیچ کاری انجام نداد کم کم حس دوست داشتن مبدل شد به نفرت

 

سوال کننده
  • سه شنبه ۲۴ تیر ۹۳
  • ۲۲:۴۳
همه کار کردم درست نشد کم کم دیگه نا امید شدم جامو عوض کردم که حداقل از دست فشار جنسی راحت بشم تو خونه دیگه بهش نگاه نمی کردم چقدر فشار جنسی چجوری می تونید منو درک کنید خود به خود  روانی شدم رفتم دکتر و قرص اعصاب مصرف کردم خوبی این قرصا این بود که از دست فشار جنسی راحت شدم بی میل شدم  بازم کم نیاوردم اومدنی از سرکار براش گل می خریدم همیشه به معاشقه بی میل بود تا که الان شده سه ماه من تو این سه ماه تو جهنم بودم ای کاش همسرم مهربون بود ولی نیست تمام روش هارو امتحان کردم درست نشد تصمیم به رهایی از جهنم گرفتم  تمام رویا های قبل ازدواجم پوچ ود هیچکدوم به حقیقت نپیوست تصمیمم قطعی شد رفتم پیش وکیل  وکیل هم راه های شیطانی برای فرار از مهریه گذاشت جلوم قبول نکردم بازم به خاطر وجدانم ادامه دادم از صیغه بدم میاد چون دوست دارم فقط رابطه پاک رو با عشقم تجربه کنم نه  با هر کسی ولی هنوز دپسرم  حالا تصمیم گرفتم یکسالم تو جهنم بمونم تا به من نگن بی وفا  نگن هوس باز حرفای وکیلو بهش گفتم ترسید حالا یکم بهتر شدهشده ولی چه ارزشی داره که به خاطر ترسش بهتر شده هیچکس منو درک نمی کنه خانم ها منو مقصر می دونن میگن باید بهش حق بدی تا  مهریشو ندادی  حق نداری نزدیکی کنی پس حق من چی من زندگیمو اینطور شروع کردم من یه مهره سوخته ام کاری ازم بر نمیاد نمی خوام با کلک مهریشو دور بزنم نصفشو می دم با در آمد کمم ولی می سپارمش به خدا  من زندگیم با روح پاک تباه شد چقدر بی توجهی من آدم نیستم به محبت نیاز ندارم   حالا بازم خانم ها حق رو به همسر من میدن میگن حق با اونه شرع از اون دفاع می کنه باشه انصاف چی وجدان چی بازم بازم از اون دفاع می کنه بعد نوشتن این متن لباسم از گریه خیس شد جایی ندارم درد و دل کنم آقای نجفی این حرفای منو با کامنت نا تمام قبلی پست کنید ببخشید به زحمتتون انداختم

 

به سوال کننده
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۰:۲۴
اینکه کار زن شما اشتباه س شکی نیست

ولی میدونی خیلی وقتا تا چند سال مرد هم نیاز جنسی زنشو براورده نمیکنه خوب این هم ظلم نیست
تو همین وبلاگ یه زنی پست زده بود که شوهرش چهار ساله که بهش نزدیک نشده
خوب این خانوم دل نداره نیاز نداره
مردا زودی به فکر طلاق میفتن ولی این زنهای بیچاره باید چیکار کنن؟

 

یگانه
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۱:۲۰
خانماشمابراساس قانون وشرع کاملا راست میگید ولی خیلی بی انصاف رفتارمیکرده  خانمش بااین فهم وشعوری که همسرش نسبت بهش داشته واقعا این آقا۳ماهه زندگی نکرده از لحاظ روحی داغون شدن/.آقای سوال کننده شما که فعلا میخوای یکسال صبر کنی پس به این رفتارای خانمت که یکم عوض شده سعی کن بادید مثبت نگاه کنی  میدونم سخته ولی به این فکرنکن بخاطر ترسش اینطورشده شاید خودشم ازدرون واقعا ناراحته ولی یک عاملی که شماخبر نداری داره آ
زارش میده فعلا بهش فرصت بده ببین درست میشه یانه .ولی خودت را فراموش نکن یکم صبر بایکمم بیخیالی تابه اعصابت بیشتر ازاین فشار نیاد .سخته ولی دنیا که به آخر نرسیده شما حق زندگی داری  حق  لذت پدرشدن داری اگه فرصت تمام  شدو خانم متحول نشدن توبایدبتونی خودتو بالا بکشی ونجات بدی تا به زندگی تواین دنیات ادامه بدی ( امیدت را از دست نده خدا بهترین پناهته برای ادامه)

 

ثنا
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۱:۲۳

آخ بمیرم اشکمو درآوردی ؟آخه یکی نیست به این دخترهای لوس بگه وقتی مشکل دارید چرا ازدواج میکنید یکی دیگه رو هم بد بخت میکنید .والا به خدا.شرم وحیا یک هفته دو هفته ،خیلی زیاد یک ماه .اگرم مشکل افسردگی یا روانی دارن اول باید درمان بشن بعد ازدواج کنن.آخه این بنده خدا چیکارکنه (شکلک حس همدردی از ته دل لطفا)

من مرد نیستم ولی تا حدودی میتونم درک کنم آدم شب زنش کنارش خوابیده باشه (تازه عروسش)بعد جرات نکنه حتی بهش دست بزنه .

 

SIIH
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۱:۳۲
اونم شما رو دوست داره و شمام اونو،همه اینا از ناآگاهیه هم از طرف شما هم ایشون،ترس براش فعلا خوبه ترسش از این روابط از بین بره خوب میشه،زندگیتون میفته رو غلطک و فکر طلاق نباشید،خ.ب نشد الکی بگید همین فردا یکی رو ضیغه میکنم میارم تو همین خونه تو دس ب سیاه و سفید نزن!!!

 

سهیلا
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۱:۴۲
آقا ابوالفضل: ممنون میشم این حدیثی که از پیامبر گفتی عربیشم بنویسی وهمچنین منبعش_شنیده بودیم سجده به مادر نشنیده بودیم به شوهر_بگید اگر راسته که دینمونو عوض کنیم؛مسخرست این روایاتی که میارید

 

چنگیزخان
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۸:۰۳
داش تو که جیگرت خون شده جیگر مارم خون کردی الانم که میگی اخلاق مثل ازادس هیچ ارزش نداره بش رحم کنی تو خیلی آقایی کردی من اخلاق خودمو میگم که اگر جای توبودم فقط وفقط به تجاوز رو می اوردم به هر شکل ممکن اگه جیغش به هفت اسمون بره رابطه برقرار می کردم بعد رهاش می کردم ودیگه تحویلش نمیگرفتم از لحاظ روحی تنهای تنهاش میذاشتم .اجاز رفتن بیرون یا اومدن فک فامیلاش را نمی دادم. قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید کسی لیاقت  اسایش را نداره باید مصیبت بارش کنی تا کف کفشات را لیس بزنه. دلم نمیخاد بهت بگم ولی خیلی به جنممون برمیخوره این حرفا رو مشنویم بی عرضه نباش زور جوابش زوره.

 

یه زن
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۰۸:۴۹
با آزاده مؤافقم . لحنش تند هست ولی حرفش حقه . آقایون شما خودتونم به این خانم توهین کردید . برای شما چون مردید ایرادی نداره تند باشید اما برای زن چون زنه ایراد داره ؟ حرف حق رو باید قبول کرد .

 

ابوالفضل
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۱۲:۵۳
خانم   سهیلا  یک جست و جو  تو اینترنت کنید بنویسید      سجده زن به شوهر

 

ابوالفضل
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۱۳:۴۴
خانم سهیلا از دین ناراحت نشید منظور دین برتری مرد نیست بلکه سرپرستی مرده

آقای چنگیز این چه حرفیه میزنی مگه میشه آدم کسیرو که دوست داره باهاش اینجوری برخورد کنه مگه آدم دلش میاد با جنگ و جدل هیچ وقت کار درست نمیشه
ولی بعضی خانم ها بازم از خانم این آقا حمایت کردند آقای محترم سوال کننده با بی خیالی ادامه بدید  مطمین باشید خدا داره ازت امتحان می گیره  تا حالا سربلند بودی سربلندم ادامه بده تحمل کن  تقصیر خودتم هست نباید مهریه خارج از توانتو قبول می کردی دور و ور کلی آدم مثل شما هست که خانما از مهریشون به عنوان اهرم فشار استفاده می کنند کسی هم نیست ازشون حمایت کنه
به هیچ عنوان زیر بار مهریه بالا نرید خواهشا اصلا دختری که با مهریه بالا حاضر به ازدواجه زندگی عاشقانه نمی تونه داشته باشه و هدفش فقط استفاده ابزاری از مرده

 

نسیم شمال
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۱۴:۰۵

چنگیز خان شما زیادی تند رفتی (اخه بهتر نیست یک ذره مهربون تر و بخشنده تر باشید) درسته رفتار اون خانوم اوایل اشتباه بوده ام اما ممکن هست که بخواد جبران کنه

با نظر هیس موافقم  اقای سوال کننده درسته رفتار خانمتون قبلا اشتباه بوده اما شما بهتره برای اخرین بارم که شده بهش یه فرصت بدید شاید بخواد رفتارش رو تغییر بده و زندگیشو از نو بسازه

 

علی
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۱۴:۴۱
دمت گرم داداش باید داستان تو  رو تو تلوزیون نشون بدن تا همه ی پسرای عاشق دلسوخته بیدار ش

بعد ماه رمضون میرم خاستگاری اگه مهریه بالای چهارده تا گفتن بلند میشم میام بیرون به دوستامم جریان شما رو میگم تا درس عبرتی بشه براشون هرچند بار رفتم خاستگاری مهم نیست ولی در عوض با دختری ازدواج می کنم که زیر دستش نشم
عموی من رفت خاستگاری دختره خانوادش گفتن ۱۳۶۵ عموم مرد و مردونه گفت نمی خوام الان یک زن کم توقع گرفته با مهریه کم برو ببین چه زندگی عاشقانه ای دارن همون دختر پرتوقع الان مجرده به مهریه کمم راضیه ولی هیچکس پیدا نمیشه

 

رعنا
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۱۹:۱۲
به نظر من شما طلاق بگیری بهتره خیلی از دخترا آرزو دارن شوهرشون مثل شما باشه و قدر شمارو خوب می دونن هر محبتی که بهشون می کنید دو برابر به شما محبت می کنند این خانم خوشی زده زیر دلش فکر می کنه کی هست طلاقش بده تا با آدمی مثل چنگیزخان ازدواج کنه حالش جا بیاد

ببین خدا شوهر مهربونو صبورو به کی می ده اگه شوهر من اخلاقش این طور باشه میزارمش رو سرم تمام نیازاشم برطرف می کنم
نترس برادر من همسر شما استثناست به ازدواج مجدد نا امید نشید
همسر شما از نظر من ناشزت  حالا قانون مزخرف میگه

 

بوی یاس
  • چهارشنبه ۲۵ تیر ۹۳
  • ۲۰:۱۹

اکثر کانتهارو خوندم خانم  اقایونی که اینهمه ادعاتون میشه چرا وقتی از افکار یه خانم مطلع نیستین برچسب فمنیسم بهش میچسبونید خانم ازاده در مورد پستی حرف زدن که قبلا تو همین وبلاگ بوده چرا اونجا حرف از طلاق نشده ولی اینجا اکثر اقایون گفتن طلاقش بده طلاقش بده واقعا زندگی اینه؟ تا یکی از طرفین بد شد طلاقش ؟؟

اقای سوال کننده خانم شما به گفته خودتون بهتر شده حالا چه به روز تهدید یا ترس حالا این شما و این میدون بفرما این ترس رو تبدیل به رضایت کن هر جور که میتونی پس الکی نگو خانمم بی منطقه و اله و بله خانمت قابل تغییره فقط فکر کنم چون از بس در مورد این مسایل بهش بد گفتن ذهنش اونوری میره شما به عنوان شوهر این خانم وظیفته که کمکش کنی. راستی اینم بگم فکر کنم شما تو خونه اقتدار ندارین که کتک میخورین. دوماهه زندگی شروع کرده فکر طلاقه عجب

اکثر زوجهای جوان اوایل زندگی مشکلات دارن حالا جنسی نباشه جور دیگه ای هست پس همشون باید طلاق بگیرن؟

خدارو صد هزار مرتبه شکر چه بهزور تهدید یا ترس خانمت اومده سمتت پس تلاش کن زندگیرو شیرین کنی و اونو شرمنده این کاراش هنر اینه طلاق دادن هنر نیست.حالا شما گذشت کن و این محبت و بوسه رو جواب بده به حساب ترسش نگذار

در ضمن انصافا فکر کن و بگو شما از نظر وجدانی راضی به طلاقش نبودی یا ترس از ابرو و تنها شدن و خیلی چیزای دیگه؟

 

سهیل !!
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۰۷:۰۳
به بوی یاس
اون پست واین پست را مقایسه میکنم.هرجا خطا گفتم اگر حوصله داشتی به من بگو اینجا این نکته را غلط گفتی.دقیق مشخص کن.
در اون پست”تا حالا این حرفا رو به کسی نگفته بودم” که ظاهرا حذف شده
۱- مرد رابطه برقرار می کرده اما خانم به ارگاسم نمی رسیده  اما اینجا اصلا خانم اجازه رابطه نمی ده
۲- اونجا مقصر مرد نبود چون خانم برای یه مدت طولانی بیماری زنان داشته(۱۲سال شاید از اول ازدواج) وتحت درمان بوده و هنوز اثرات بیماری در بدنش بود. وسوزش های واژنی نمیذاشته ارضا بشه مرد چه کاری از دستش برمیاد؟اما اینجا بحث مریضی جسمی نشده که بگیم درمون بشه عقلش ایراد داره ازنوع شدید.
۳- اونجا خانم خودش گفته بود اخلاق شوهرش خیلی خوبه اما اینجا  خانم  کارای خونه را گفته به من چه!! تا حالا دستپختشو مرد نخورده دریغ از یه ذره محبت ،یه بوسه ،حرف مشاور بی اثر حرف پدر ومادر بی اثر، فقط به فکر تیپ وقیافه درست کردن پوچ
.۴- اونجا خانم شکایت داشت که بعد از ۱۲سال که زندگی دیگه عادی شده دم به دم نمی گه دوستت دارم . در مجالس مهمونی مردهارو ول نمیکنه بیاد ور دلش بشینه و پز بده! اما اینجا اولین واساسی ترین وظیفه رو زن انجام نمیده در واقع این پسر بی خودی خرج کرده ازدواج کرده واگر همینطور ادامه پیدا کنه همه مخارج وپس اندازی که خرجش کرده بی دلیل سوخته!
۵- اونجا زن ومرد هردو هم دیگه رو می خواستن احساس کمبود زن مربوط می شد به انتظارات زیادیش وشاید به حدس من کمبودهای مادی دیگه که در توان شوهر نیست ویا مقایسه کردن بوده چون حضرت علی در باره زن میگه”…اگر گوشه اى از خواسته هاى آنان انجام نگیرد تمام لطف و محبت ها را نادیده گیرند، و شر و بدى را در گوشه خاطر جا دهند…”شاید یه حرکت جزیی باعث شده ۱۲ سال زندگی وکنار هم بودن را فراموش کنه!!!ولی اینجا همونطور که می بینی مرد همه پس زدن ها را نادیده می گیره، چه قدر داره از خود گذشتگی میکنه ولی نتیجه ندیده ومجبور به زور گفتن شده .
۶- اونجا ۱۲ سال زندگی را همه دیدن وخوش بودن اخلاق شوهر را دیدن بیماری زن را دیدن پس هیچکس حرفی از طلاق نزد ولی اینجا از روز اول بنای نافرمانی هست و این زن مشکل روحی روانی داره که معمولا درمان کامل نداره وفقط با چند مسکن عصبی شاید بشه کنترلش کرد وخیلی بعید میدونم درست شدنی باشه پس میگن طلاق ،شاید این زن با کس دیگه ازدواج کنه خوشش بیاد واز این کارا نکنه یا شاید سرش به سنگ بخوره واخلاقش را درست کنه.
۷- اونجا مرد ارضا می شد ولی ازبس راه دکتر را رفته بود خسته شده بود وگفته بود دیگه راه دکتر را که بعد ۴-۵ سال یاد گرفتی خودت برو در واقع تشکیلات زیر شکمی مرد ارضا شده بود ولی قلب عاطفی مرد که در وجود واقعی وروحی روانی هست شاید به دلیل ناامیدی از علاج خسته شده وچاره ای براش نمونده اما اینجا با اینکه تشکیلات زیر شکمی به شدت توسرش خورده مرد هنوز از روی عاطفه ای که در روح وروانش جایگاه داره به دنبال راه چاره حتی از راه مکر ودروغ وزور هست تا این زن را کمی سر عقل بیاره!! بخاطر همین  می بینیم اون دوست داشتن روحی روانی فقط یه طرفست میگن طلاق بده واگر یکی مثل چنگیز اون راه حل را میده کاملا از نظر روانی راه درمانش را میگه وضرب المثلش را هم نوشته وتجربه شده وسعدی اون را به عنوان نمونه گفته.
امیدوارم بدت نیاد با این همه اختلاف بین اون پست واین پست ،انتظار نسخه یکسان داشتن نشونه ای از همون چیزی هست که امام بین مرد وزن فرق گذاشته،یک نمونه عملی ودیدنی برای اثبات خطبه معروف حضرت علی هست که این بزرگواری که مقامش از تمام پیامبران غیر از خاتم الانبیا بالاتر هست با درایت تمام وکاملا واضح وشمرده وبا دلایل متصل به احکام شرع ویژگی زنان را شمرده ولی متاسفانه عده ای مقام امام معصومشون را سفیهانه پایین میارن وغیرمستقیم میگن از یه زن عصبانی بوده نعوذ بالله نفهمیده چی گفته.العیاذبالله.یه عده اون همه حدیث های دیگه ای را که این خطبه تایید میکنه وکلام وحی که این خطبه باهاش مرتبط هست را نمیبینن وعقلشون را میدن به قلب زیرشکمشون میگن سندش اشکال داره.یه عده دیگه دیگه مقام عصمت امام را چنان میکوبن زمین میگن منظورش چیز دیگه بود کلمه بهتر پیدانکرده بگه العیاذ بالله. علامه ای که خوش بینانه به حدیث نگاه کرده حضرت علامه جعفری میگه بدون شک عقل ذاتی یعنی نوع اوله ولی اونایی که قلبش لیز خورده افتاده تو شرتشون بدون هیچ تحقیقی رو هوا میگن عقل دوم را گفته واین در حالیکه حضرت علامه طباطبایی که در علوم ودانش رودست نداره با اینکه عقل را تقسیم بندی کرده ولی این خطبه را منحصر به عقل اول ودم نکرده مطلقا قبول کرده که حضرت درست گفته وباایات قرآن کاملا تطابق داره.
واولین کسی که اینجا بحث را شروع کرد وخوشبختانه من تا این لحظه ساکت بودم تاببینم مردای دیگه چی میگن دیدیم که چطور کسی را که حرف امام را کوبیده زمین خودش را کوبیدن واین کار خداست.
و حتما لازمه یرای ایتکه مبادا به دل بگیری بگم اگر امام چنین وچنان گفته باز با همه تاکید فراوان همه علما گفتن مفهوم برتری هست اما توهین نیست بلکه انتظارات با توجه به ویژگی های نوعی باید همخوانی داشته وهیچ برداشت توهینی در مجموعه وبه طور کلی نیست.
امیدوارم فرق این پست با اون پست روشن شده باشه.

 

سوال کننده
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۳:۰۳
خانم بوی یاس ترس از آبرو ترس از تنهایی اینا همه مربوط میشه به همسرم من می تونم کاری کنم بعد طلاق همیشه تنها بمونه آبروش بره و هیچ کس دیگه باهاش ازدوج  نکنه چطور  الان میگم
به همه میگم به خاطر مشکل جنسیش ازش طلاق گرفتم  به خاطر اینکه هیچ وقت حاضر به تمکین نبود با این اوصاف آبروی من میره یا اون دیگه هیچکس باهاش ازدواج نمی کنه همیشه تنها میمونه فقط باید من مهریه پرداخت کنم اونم نصفش البته اونم میشه با روش هایی دور زد مثلا ثابت کنی مشکل روانی یا جنسی داره که بعیدم نیست که اونم بعد یه سال صبر با این طریق وارد میشم و مهریه نمی دم
دوما  خیلی از زنها هستن سر هفته بدون دلیل مهریه رو گذاشتن اجرا شوهرشونو بدبخت کردن چرا منو با اونا نمی سنجید تازه اون خانم گفت شوهرش خوش اخلاق و وظیفه شناسه من گفتم همسرم اگه خوش اخلاق بود خودمو عقیم می کردمو باهاش زندگی می کردم چرا اون زنو با زن من نمی سنجید اگه شما شوهری داشته باشید روزای اول سرکار نمی رفت کتکتون می زد هر کار زشتی که ازش بر میومد انجام می داد شرط می بندم شما سر هفته ازش طلاق گرفتید زن منم کپ اون مردی که گفتم از خانم های با انصاف که از من حمایت تشکر می کنم ولی کسانی که از زن من فقط می تونم بگم خودتونو بزارید جای من اون خانمی ام که به زور پیدا کردید میزید تو سرم برای درست شدن شوهرش چیکار کرد هیچ کار فقط اومد دردو دل کرد بعد از

 

سوال کننده
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۳:۳۸
برای درست شدن شوهرش چیکار کرد اصلا کاری انجام داد درفت مشاور باهاش درست حسابی حرف زد تازه من هرچقدر فکر می کنم نمی دونم برای چی یک زن بعد دوازده سال درد بکشه مگهه عفونت داره چرا این مشکلشو برطرف نمی کنه اگه شوهرشخوبه پسچرا به ارضا شدن همسرش اهمیت نمی ده کلی تناقض تو اون تاپیک دیدم اصلا هیچ کدوم از حرفاش باورم نمی شه اگه مردی اینطور باشه  چون من مردم می دونم میشه حیوان ترین مرد دنیا که نمی دونه اخلاق چیه نمی دونه مسیولیت چیه  مگه میشه اشک های همسر رو آدم تاثیر نزاره شاید اون خانم داره خودشو لوس می کنه

بگذریم همسرم بابت گذشته اش ازم عذرخواهی کرد و گفت همش تقصیر خودشه  به پام افتاد خیلی دلم براش سوخت منم منفجر شدم هرچی که تو دلم بود بهش گفتم بازم عذرخواهی کرد گفت طلاقم نده ولی من بهش اصلا اعتماد ندارم اصلا خلاصه بدجور گیج شدم اگه بخوام شروع کنیم از کجا معلوم عین اولش نشه اونوقت باید به جای نصفش کل شو پرداخت کنم اونوقت هیچ راهی برای دور زدن مهریه ندارم

 

علی
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۳:۵۱
اگه داره درست میششه داداش بهترین روش اینه داداش

بهش بگو من الان می ت بونم طلاقت بدم خیلی راحت بدون مهریه خلاصه بترسونش بعد بگو اگه می خواد یه فرصت دیگه بهش بدی صدتا از مهریشو ببخشه  بشه چهارده تا  بگو اگه می خوای خلوص نیتتو ثابت کنی اینکارو کن اگه نکرد بدون داره فیلم بازی می کنه طلاقش بده بره راحت شو تازه مهریشم به هر روشی شده دور بزن اون به تو چیکار کرده بجز اینکه روانیت کرده خلاصه زرنگی کن بهترین موقعیته

 

x
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۴:۰۷

به سوال کننده

میتونم بدونم ازدواج شما  به قول معروف سنتی بوده یا نع؟  واینکه دوران عقدتون چند ماه بوده حدودا؟

 

*ممنون از دوستانی که تجربه هاشونو دراختیار دیگران قرار میدن *

 

به سوال کننده
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۴:۱۷
شما همش دنبال دور زدن مهریه هستی

اینجا زنت و قانون و شرع دور زدی اون دنیا هم میخوای خدا رو دور بزنی؟
همه مردا که دارن بهت توصیه میکنن مهریشو دور بزنه چوبشو بالاخره یه جایی میخورن
چرا وقتی یه حدیث به نفع خود مرداس زمین و زمان رو به هم میدوزین که ثابت کنین راسته و هر گونه مخالفت با اونه مخالفت با خداس!
ولی وقتی اینجا خود ایه قران رو میذاری که خدا گفته اگه زنت و قبل از رابطه طلاق دادین باید نصف مهریشو بپردازین هنوز سفارش کرده اگه میتونید کلشو بپردازین این به پرهیزگاری نزدیکتر است و خدا به هر کاری که میکنید بیناست
حالا شما برای اینکه از زیر دادن مهریه دری بری میخوای انگ روانی بودن و مشکل جنسی داشتن رو هم بزنی علاوه بر یه گناه چند تا گناه دیگه هم میکنی
بعد همه اینها واقعا میتونی زندگی موفقی داشته باشی؟

 

بوی یاس
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۱۹:۴۳

اقا سهیل من اون پست رو نه دیدم نه خوندم. حرف من کلیه خداوکیلی تو همین پست بخونین ببینین اکثر اقایون گفتن طلاق .چرا وقتی مشکلی واسه اقایون پیش میاد حرف از طلاق میارن ولی یه خانم مشکل مطرح میکنه مشاور میدن و تشویق به زندگی میکنن.

کاش خانم اقای سوال کننده هم میومدن و حرفاشونو مینوشتن اونوقت بهتر میشد قضاوت کرد ادم وقتی عصبی میشه دیگه هیچ خوبی نمیبینه سرتا پای طرف رو بد میبینه

اقای سوال کننده خانم شما به زور تهدید یا هر چیز دیگه عوض شده به گفته خودتون خب شما گذشت داشته باشین یه مدت باهاش راه بیایین ببینین شاید کلا بهتر شد انشالله در ضمن چقدر مهریه مهریه میکنین یا من اشتباهی درامدتون رو متوجه شدم یا (یک هشتصد) اگه این درامدتون باشه که خوبه نسبت به کسایی که دست خالی هستن

اینم بگم ولی ببخشید تندو تلخه. مردی که از زنش کتک بخوره مرد نیست.

شما همه راهارو ول کردین فقط فکر مهریه هستین که اگه درست نشه همشو باید بدم

زندگی که توش اعتماد نباشه همون نباشه بهتره

شما با این شک و تردیداتون بهتره طلاقش بدین و همون مجرد بمونین

خانمش اشتباهشو فهمیده عذرخواهی کرده ولی اقا هنوز داره ناز میکنه

در ضمن اقای محترم اگر حرفی نظری مطابق میلت هم نباشه بهتره نظر دهنده ها رو از هم جدا نکنی(خانمایی که از من حمایت کردن تشکر میکنم)

 

یاس
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۲۲:۴۰

سلام

من به شخصه از این سایت خیلی آموختم، اما در مورد برخی مسائل حساس زیاد جالب نیست سوال در معرض نمایش عمومی قرار بگیره و همه نظرشونو اعمال کنن. البته نظر همه ی دوستان محترمه اما هیچ کسی به اندازه ی شما از زندگیتون مطلع نیست و نمیتونه کمکتون کنه. شما شاید از دست خانومت عصبانی هستی میای یه چیزی میگی، همه به استدلال از حرف شما تائیدتون میکنن، یا بر عکس ردتون میکنن. در مورد چنین مسائلی بهتره مقالات سایت رو پیدا کنید، مطالعه کنید و خودتون نتیجه گیری کنید.

متاسفانه یه جو بدی که اخیراً در وبلاگ به وجود اومده مطرح شدن جنسیته، خیلی از کاربران بر اساس جنسیت نظر میدن، حتی ممکنه ادامه ی بحث یه پستی در اینجا مطرح بشه. عواطف انسانی لطیف تر از اونی هستند که بشه از هر راهی آزمودشون. این خانم همسر شماست، نه حمایتش میکنم و نه در مقابلش موضع میگیرم. زندگی معامله نیست که مواظب باشیم کلاه سرمون نره، بیشتر از مهریه با جدا شدن از این خانم روحیات شما هم آسیب میبینه. گاهی باید یه نفر بیشتر از حد توانش از خودگذشتگی کنه تا زندگیش پا بگیره. من نمیخوام قصه زندگیمو باز کنم، اما من در زندگیم مجبور شدم در مورد مسئله ای سالها خویشتنداری کنم و یک تنه فداکاری کنم، اما الان دارم نتیجه اشرو می بینم و شکر خدا خوشبختیم، همسرم همیشه قدر این فداکاری رو میدونه. شاید اگه جاهامون عوض هم میشد اون همون کارو میکرد، من در شرایطی بودم که میتونستم انتخاب کنم بمونم یا نه، اما همسرم در این شرایط نبود تا انتخاب کنه.

نگید چرا من، خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید، گاهی زندگی خیلی به آدم سخت میگیره. باید خدا رو شکر کنید، خدا از هیچ کس بیشتر از توانش نمیخواد، چرا خدا رو شاکر نیستید که این توانایی رو در شما دیده و چرا به این که در برابر این صبر پاداش میگیرید فکر نمی کنید؟

من نمیگم طلاقش بدید، نمیگمم ندید، فقط خوب فکر کنید، اگه این زندگی، این زن، ارزش حفظ کردن داره تنها کسی که میتونه حفظش کنه شمایید، همسرتون به دلایلی این توان رو نداشته و نداره، شما حفظش کنید، اگر ارزشش رو داره.

 

لاک پشت
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۲۳:۳۳
میدونم که میدونید با طلاق چیزی که خانم از دست میده بیشتر از شماست “ذهنیت جامعه و حرف هایی که در مورد دلیل جدایی پخش میشه”
بردار عزیز سوال کننده، فرصت بدید و دلتون رو صاف کنید و یه مدت ذهنیت این که محبتش به خاطر ترس یا تهدید هستش رو بزارید کنار. شما فرصت جبران بهش دادید اما اگه ته دلتون هنوز چرکین باشه بازم محبت هایی رو  از خانومتون بیبینین بازم به واقعی بودنش باور ندارید
این رو  قبول دارم که خیلی سختی کشید کار هر مردی نیست و هر کسی طاقت این همه فشار رو نداره اما تا الان رو به زیبایی و بزرگواری رد کردی پس بقیه اش رو به متانت طی کنید
خانمتون داره یاد میگیره پس این فرصت رو ازش نگیرید و با پیش داوری ذهنتون رو آشفته نکنید. شاید داره کم کم دل میبنده و عاشق میشه اونم به سبک خودش!

 

رضاا
  • پنجشنبه ۲۶ تیر ۹۳
  • ۲۳:۳۶
کماکان بعضی ها از این زن حمایت می کنند

خانم بوی یاس این به چیه اون خانم اعتماد کنه بهترین راه حل راه حل علی بود حتما این کار رو آقای سوال کننده انجام بده حرف خانما رو هم جدی نگیر که بعضیاشون از روی تعصب با بی انصافی حرف می زنند

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۰۰:۲۹
خانم بوی یاس من کجا گفتم ازش کتک خوردم اگه بخواد همچین غلطی بکنه بی چارش می کنم جرات نداره همچین کاری کنی حرف از اعتماد زدی من به چه چیز این بشر اعتماد کنم  شما می تونی بی یه سابقه کار به قیمت بدبخت شدنت اعتماد کنی حرف های آقا علی کاملا درسته بهش گفتم مهریشو کامل ببخشه قبول نکد گفت عمرا یک سکه کم کنم باشه برقصه تا برقصیم منم اون روم بالا اومد از فر بی چارش می کنم تمام اون کاراش الکی بود نقش بود این دختر مریضه خانم بوی یاس خدا یه دونه از اینا قسمتت کنه تا اون موقع ببینم چی میگی

 

محمد
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۰۰:۵۷
من صراحتا میگم اگه آقایی بود که به اندازه ی زن این آقا به خانمی اذیت می کرد من ظرف دوماه نه بلکه به اون خانم می گفتم سر هفته طلاق بگیره هیچ فرقی بین زن و مرد نیست

 

لاک پشت
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۰۱:۳۴
بعضی ها از دوستان به جای اینکه شرایط رو آرومش کنن یه آبی باشن رو آتیش یه مرهمی باشن رو درد. هی چوب به کوره این آقا میدن که آتیشش جای دیگه رو بسوزونه. این آقا خودش دل سوخته است

 

سهیل !!
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۰۵:۵۵
به بوی یاس
نمی خواستم شما رو ناراحت کنم وفکر کردم شما اون پست رو خوندی ولی الان  میگین نخوندین وصرفا به استناد حرفای یه خانم دیگه احساساتی شدین .ولازم می دونم بگم که این پست واون پست بهترین مثال برای تفاوت دیدگاه عقلی واحساسی برای قضاوت هست. واز طرفی همونطور که می بینید من که مرد هستم جزئیات اون پست  که حذف شده را در حافظه ام دارم اما اون خانم اگر به جزئیات دقت میکرد قضاوت احساسی حداقل نمی کرد.گاهی نگاه به جزئیات احساسی هست مانند نوع ودوخت و مدل وجنس پرده خونه همسایه که خانمها خیلی دقیق هستند ولی مردها اصلا پرده را شاید نبینند اما موقع قضاوت لازم هست که موشکافی بشه وبرای همه یک نسخه نمیشه داد بخاطر همین شهادت دوزن معادل یک مرد هست و حق قضاوت را هم نداره .وحضرت علی علتش را در عقل میدونه
حضرت علی برای شش زنا کار که هم زمان زنا کرده بودند شش نوع حکم کرد وهیچکدوم مثل هم نبود ودلیلش را هم گفته سرچ کنید پیدا می کنید.(فقط خواستم ارزش خطبه حضرت را روشن کنم)
……………………………………………….
امیدوارم امیدوارم امیدوارم که سوال کننده خانمش از فرصت بدست اومده نهایت استفاده را ببره وکارشون به طلاق کشیده نشه.
اگر می بینید اکثرا رای به طلاق دادند چون می بینند روز هایی را که نباید بیاد .از جمله پیش قدم شدن زن برای درخواست رابطه با حرکات تحریک کننده زنانه که مرد را به لذت بیشتری میرسونه واز این گذشته معاشقه دو طرفه باید باشه و  اگر زن هنگام رابطه رفتار های جنسی نشون نده ومثل مرده از سر ناچاری افتاده باشه مرد خودش را در مقام تامین کننده نمی بینه فقط در مقام تامین شونده وچیزی نزدیک به حالت خود ارضایی بهش دست میده و آرامش عصبی لازم را بدست نمیاره. ووووو
با همه این توصیفات به سوال کننده توصیه میکنم که حرفای اولین کامنتم را اصلاح میکنم با این حدس که خانمت اطلاعات کافی ولازم را در زمینه س ک س نداره وباید با آرامش وکمک از محارم دلش نرم بشه وانشاالله همسر خوبی بشه
چون خانم ها ناراحت شدند از نظرات مجبورم اینطور توصیه کنم که وقتی از کار برگشتی صاف برو اشپز خونه و مشغول درست کردن شام باش و به اندازه ای درست کن که فردا ناهار خانمت بتونه اضافیش را بخوره !!  بعد هم ظرفها و بعد ببین اتاقها نیاز به جارو وگرد گیری داره انجام بده یه دوش بگیر ونگذار رختهات بمونه بو بگیره همون موقع بشورشون .وصبح که می خوای بری سر کار صبحونه را خوب آماده کن خودت سیر وپر بخور برای خانمت هم بزار بمونه سرو صدا راه ننداز بیدارش نکن بد خواب میشه طفلکی!موقع رفتن هم یادت باشه اگه پول وپله توی خونه نیست به مقدار کافی وبلکه بیشتر جایی بذار که ببینه وبره وسایل ارایشی لازمه را بخره و چه نیازی به بوسه وخداحافظی واین چیزا؟چار چوب در را ببوس وبرو چه فرقی داره!!
………………..
به سوال کننده
اینایی را که نوشتم برای تو نبود فقط شوخی بود. از اینکه میخواهی فرصت بدی خوشحالم .سعی کن چیز هایی را که نمیدونه یادش بدی .

 

فاطمه۳۰
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۱:۰۳
به سوال کننده: من مدام قضیه شمارو پیگیرم ومطالبتون ر مطالب دو.ستان رومیخونم. ولی عقل حکم میکنه که کمی صبوری کنید ولی اگر نشد(خب صبرهم اندازه ای داره) با توضیحاتی که شما راجع به همسرتون گفتید صلاح نیست بقیه عمرتونو تلف کنید.مگه انسان در زندگی جز آرامش روحی که اونهم با اظهار عطوفت وابراز محبت در زندگی زناشوییه چی میخواد .یادمه یه خانمی تو وب قبلی جمله خوبی گفتند که من آویزه گوشم کردم. گفته بودند چون همسرتو دوست داری باهاش سکس میکنی وچون سکسی کردی اون لذت علاقه شمارو بیشترمیکنه به هم وبیشترهمدیگه رو دوست خواهید داشت پس سکس هم از دوست داشتن طرفین نسبت به همدیگه است.(البته مفهوم جمله رو گفتم خود جمله دقیق یادم نیست) موردی مثل شمارا هم دیدم که آقا وخانواده اش مسربودن برا طلاق. بهر حال  بچه که نبودند میدونستن ازدواج مسدولیتهایی داره که یکیشون همسرداریه. امیدوارم که مشکلتون به بهترین وجه حل بشه.

 

سمیرا
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۳:۱۸
سلام برادر خوبم

هیچکس تو این وب نمیتونه خودشا جای شما و خانمت بزاره .بیخودی سرنوشت خودت و زندگیت و خانمت را دست ماها نده چون هیچکی نمیدونه واقعا تو زندگی شما و خانمتون داره چی میگزره .هیچکی از روحیات و اخلاق شما و خانمت خبر نداره .باور کن سه ماه فرصت کمیه اگه زندگیتا دوست داری برای حفظ کردنش بیشتر تلاش کن .این وقتی که میخای صرف طلاق و دادگاه بکنی صرف خوب شدن خانمت و رابطتتون کن .یکی از اقوام ما تا سه سال بعد عروسیشون هنوز دختر و پسر بودند ولی خیلی دکتر رفتند و اخرش هم خدا کمک کرد و نتیجه گرفتنو هفته پیش هم بچشون به دنیا اومد.
باور کنید طلاق برای جفتتون خوب نیست .مطمین باش اگه خانمتا وقتی طلاق میدی دختر باشه خیلی براش بهتره تا اینکه زن باشه.پس فکر نکن او حالا میخاد بات رابطه برقرار کنه تا کل مهریه را ازت بگیره .تازه اگر هم داشته باشی که نداری .
باز هم خودت خوب فکراتا بکن تا میتونی باهاش صحبت کن شاید نتیجه بگیری.
من تو اطرافیانم خیلیها مشکلات زیادی دارند ولی باور کن همه کار میکنند که زندگیشونا حفظ کنند و اخر هم جواب صبر و تحملشون را میگیرند.
ایشالا مشکل شما هم حل بشه.

 

سمیرا
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۴:۰۰
راستی شما چند بار تو نظراتتون گفتید دوستش دارید گفتید بخاطر ترسی که بهش دادید داره بهتر میشه.شما شرایط سختی را دارید میگذرونید ولی باز هم بهش فرصت بدید فکر کنید تو دوران عقد بودید و فقط حق داشتید با هم معاشقه داشته باشید .شما کار اشتباهی کردید که وقتی اومد طرفتون و به قول خودتون شما را در اغوش گرفت و بوسید اونا نبت به خو دتون بی اعتماد کردید.چرا بهش گفتید مهریتاوکم کناون الان فکر میکنه شما ی نقشه ای برا اون کشیدید.به قول خودتون وقتی ترسوندیش و بهش گفتید لطاقت میدم یا مهریه بت تعلق نمیگیره بهتون گفته طلاقم نده.مطمین باشید خانم شما قصدی برای شما نداره ای کاش موقعی که اومد سمتتون اینجور همه چی را خرابش نمیکردید و فقط با هم معاشقه داشتید .باور کنید هر کس دیگه ای جای خانم شما بود با اون حرفایی که شما از مهریه و طلاق بهش زده بودید حاضر نمیشد که تو اون شرایط مهریشا کم کنه چون اون هم اعتمادش به شما کم شده.باور کن مشکل خانم شما ترسه کمکش کنید این ترسا از بین ببره.در مورد اخلاقش هم به نظر من پیش مشاور مذهبی برید بهتره .

مشکلات مثل شما را همه با شکلهای جور واجورش تو خونهاشون دارند ولی خوب اگه قصد دارید زندگیتونا حفظ کنید باز هم بهش فرصت بدید.
امیدوارم حرفی نزده باشم که باعث خرابی زندگیتون بشه.

 

بهانه
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۴:۲۷
آقای سوال کننده حالا آقای علی یه چیزی گفت شما رفتین بدترشو انجام دادین گفتین همه مهریه تو ببخش!! حالا که قبول نکرده میگین پس داره نقش میکنه؟ استدلال شما بعنوان یه مرد اینه! ولی بعنوان یه دختر استدلال من اینه: دوست محترم راستش بعید میدونم هرکس دیگه ای هم بود اینو قبول میکرد.میدونید چرا؟ چون ایشونم به احتمال زیاد داره فکر میکنه شماهم دارین نقش بازی میکنین تا بعد اینکه مهریه شو بخشید طلاقش بدین وحتی ممکنه فکر کنه حرفای اون وکیلم برای مهریه دروغ بوده. خب میتونستین بگین ۳۰% مهریه تو ببخش، نه که ازاون ور بوم بیفتین بگین تمام وکمال ببخش. کلا بنظرم بد موقعی قضیه مهریه رو وسط کشیدین. حالا که نرمش نشون داده دیگه نندازینش سر لج. البته یه کم بی محلی بنظرم براش بد نباشه. ازش بخواین همه حرفاشو براتون بنویسه وشماهم متقابلا. بنویسه که دلیل ازدواجش چی بوده وقتی که رابطه براش بی معنیه؟ اصلا چرا شمارو انتخاب کرده؟ چه توقعاتی از شوهرش داره؟ زندگی مشترکو تو چی می بینه؟ همه اینارو خودتونم براش بنویسین. اینکه دوست دارین دست پختشو بخورین. هنر خونه داریشو ببینید. اینکه دوسش دارین. بهش بگین خوشگلی خوش تیپی ولی اگه مهربون نباشی زن خونه نباشی، پشیزی ظاهرش براتون جذابیت نداره. من فکر میکنم مشکل اصلی شخص شما اینه که نمیتونین درست حرفتونو بیان کنین ودر واقع بخاطر همین نمیتونین حقتونو ازش بگیرین. شما با بعضی حرفای متناقضی که اینجا زدین یه جورایی حرص منو بعنوان یه دختر در آوردین دیگه چه برسه به همسرتون. نمیشه گفت شما آدم بدی هستین که اینجوری حرف زدین یا من وخانمتون یا خانمای دیگه که باشنیدن حرفای شما وبعضی آقایون ناراحت میشیم آدمای بدی هستیم، بنظرم مشکل اینجاست که ماها از جنس مخالفمون شناخت کافی نداریم ونمیدونیم بعضی حرفای پیش پا افتاده ازطرف ما میتونه برای جنس مخالف خیلی سنگین باشه. اشتباه نکنید منظورم دفاع از همسرتون نیست. رفتار همسرتون اشتباهه ولی شماهم بارفتارای اشتباه زندگیتونو به بن بست رسوندین وبه نوعی ایشونو جری تر ولجبازتر کردین بخصوص با طرح موضوع بخشش کامل مهریه. شما بجز جدا خوابیدن وحرف زدن با وکیل راجع به مهریه وبیان مداوم مشکلتون باهمسرتون وجواب نگرفتن از طرفش و رفتن پیش مشاور چیکارکردین؟ اون مشاور وقتی دید همسرتون قانع نمیشه باید به شما راهکار میداد که چطوری از طرف خودتون رفتار درست وتاثیر گذاری داشته باشین. اون گفته نمیخوام شمام گفتین باشه وبعدش فقط غر زدین و علنا از حقتون گذشتین اگه حرف روش اثر گذار بود تا الان اثر کرده بود. وقتی اینهمه حرف زدن جواب نداده دیگه وقتشه وارد عمل بشین! جسارتمو ببخشید ولی بنظرم باید قبل از خواب باهاش معاشقه کنید(حتی اگه مانع شد و معاشقه یه طرفه بود) قسمتهای حساس بدنشو لمس کنید بخصوص سینه وکلیتوریس تا حدی که کمی تحریک بشه، بعد رهاش کنید، بهش پشت کنید بخوابید. تا متوجه بشه که خودشم نیاز داره. یا حتی بی هوا در طول روز اینکارارو انجام بدین بعد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده به کارای دیگه تون برسید. چندبار اینکارو تکرار کنید اگه مشکلش نشات گرفته از ذهنیت غلطش باشه نه جنسی، طبیعتا باید تغییراتی تو رفتارش بوجود بیاد.

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۴:۳۷
خانم به سوال کننده  زن من مشکل روانی داره و شرعا و قانونا مهریه بهش تعلق نمی گیره دستور خداست اگر دید زنتون بعد ازدواج مشکل داره مهریه بهش تعلق نمی گیره اونم نیاز نیست من روانی بودنشو ثابت کنم اون دیگه مربوط میشه به پزشکی قانونی بعد خدا منو ول می کنه که این همه صبوری از خود گذشتگی کردم و از زن سرکش حمایت کنه برید حدیث های امام رضا درباره ی زنان سرکش رو بخونید که صراحتا به مردان گفته یا زن جدید اختیار کنید یا آنها را طلاق دهید به هر حال از دادن نصف  مهریه هیچ ترسی ندارم به هرحال من درخواست بررسی مشکلات روانی و جنسیش رو می دم که مطمینم از این امتحان  رد میشه حضرت علی به قول آقا سهیل کاملا در مورد زنان راست میگه این همی خوبی های منو ندیدن میگن خیلی بدی که می خوای مهریشو دور بزنی تقصیر خودمه اسمشو گذاشتم دور زدن دور زدن چیه دستوتور شرع و قانونه سر من کلاه رفته بعد طلاق به همه پسرا میگم مهریه فقط در حدی که خیلی راحت بتونید همشو اول ازدواج بدید تا زن شما طبق دستور دین بشه زیر دست شما نه سرور شما

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۵:۱۲
خانم بهانه خواهر خوب من این روش ها رو امتحان کردم کلا این مو ضع گیری های من می دونید از کی شروع از چند روز پیش قبل اون مهربون ترین همسر دنیا بودم خودم خیلی عاطفی و مهربونم اگه می بینید حرف های سنگین می زنم از عصبانیته بوه خدا کم آوردم منو درک نمی کنید خىلی سخته خیلی اصلا بعد جنسی رو بزارید اونور خودم الان از همسرم به خاطر فشار روانی سردتر شدم ولی من از مردای بی وفای دیگه چی کم دارم که خدا مهربون ترین همسر دنیارو بهشون میده ولی بازم دنبال یه معشوق دیگه اند منی که تو محیط کارم پر هستند دخترایی که  با مهربونی و ناز عشوه حرف می زنند و فقط منتظر عکس العملی از من هستنند خودتون می دونید با وجود این همه بی مهری بی محبتی بد اخلاقی بهش وفا دار بودم اصلا سراغ صیغه نرفتم وقتی میام اینترنت ومی بینم آقایون از مهربونی و اخلاق خوب همسرشون میگن از حسودی آتیش میگیرم  یا زنانی که از محبت خودشون به شوهرشون میگن خوب من آدممم یاز به محبت واقعی دارم نه الکی  من  آدم بدی نیستم اول خیلی خونسرد بودم خیلی فشار روانی بهم اومداین جواب های تند دست خودم نیست وقتی می بینم خانمی از همسر من حمایت می کنه با هیچ منطقی نمی تونم قبول کنم

 

سوال کننده
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۵:۳۴
خواهر محترم من خانم بهانه از متنتون مشخص بود آدم منطقی هستید ولی شما همسر منو از نزدیک ندیدید که آدم عجیبیه این کار ها روی یک آدم منطقی جواب میده ننه یک آدم بی منطق دختری هستش که سابقه کتک زدن مادرشو داره و دوستی به خاطر اخلاقش نداره و در دوران عقد و عروسی با رفتارش منو فریب داد من هم تقصیر دارم که به برخورد ظاهر اکتفا کردم و اصلا تحقیق نکردم  خلاصه من از تمام خانم هایی که با لحن تند حرف زدم معذرت می خوام من آدمی ام که نه راه رفت دارم نه راه پیش هرکی یه چیزی میگه  اگه تناقض تو حرفام می بینید به خاطر مصرف قرص اعصابه و زمانی که می بینم  به ناحق واقعا به نا حق حقو به همسدم میدن عصبانی میشم  اگر با این آدم برخورد کنید می فهمید من چی میگم همه کاراش بعد ترسش الکی بود نقش بود من نگفتم کل مهرتو ببخش معذرت می خوام گفتم نصفشو ببخش اونم گفت نه به منم حق بدید که نتونم بهش اعتماد کنم بازم صبر می کنم ببینم چی میشهس

 

سهیلا
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۶:۵۴
وقتی شنیدم همسرتون بهترشده خوشحال شدم من کتاب روانشناسی زیاد میخونم خواستم کمکتون کنم رابطتون درست بشه_اماانگار خودتون نمیخواید_باراهنمایی اکثر آقایون فهمیدم کامل العقل ها هم گاهی چنان پیشنهاد احمقانه وسطحی میدن که ماناقص العقل ها به ذهنمونم نمیرسه از امام علی خواستم کمکم کنه جواب مدعیان عقل روبدم چه زود خودشون جواب خودشونو دادن_شما باپیشنهاد بخشش مهریه گور رابطه عاطفی وجنسیتونو کندید وباطناب آقایون کامل العقل که اتفاقأ قلبشون توشرتشون نیست۱تصمیم احساسی گرفتید ورفتید ته گور کنده شده_طرف شماخانم بود پس باید از خانمها کمک فکری میگرفتیدنه آقایون_من نه از شما حمایت کردم نه از همسرتون خانمتون ۱اشتباه کردشماچندتا؛حالا میگم منم بودم مهریمو نمیبخشیدم_تازه دیگه نباید انتظار داشته باشید بازم بیاد بهت بچسبه چون ردش کردی توروحیش اثر میذاره_میخوای دورش بزنی مهریه ندی؟اگه دلیلت جنسی باشه به دادگاه میگه من بهش گفتم خودش نخواست_دروغم نگفته_دادگاهم میگه برید تمکین کنید_اگه امیدت به بعد روانیه که ایشون تحت نظر پزشک نیستن دارو هم مصرف نمیکنن_احتمال تأیید سلامتشون بالاست برعکس شماکه دارو مصرف میکنید_پس راه در رو ندارید چون دارو مصرف میکنید حتی میتونه بگه شما کم توانی وجوابگوی نیازش نبودید_باپیش کشیدن مهریه کارو خراب کردی_اینه دیگه پسرا دهنش بوشیر میده وبه بلوغ عقلی نرسیدن زن میگیرن_بیشتر آقایون این پست مجرد به نظرمیرسن نظراشون به مجردا میخوره میل باخودته_فکرنکنم دیگه درست شه اون الان فکرمیکنه میخوای مهرشو ببخشه که بعدأ راحت طلاقش بدی حق داره اعتماد نکنه_ببخشید اما انگار قرصا بغیراز میل جنسیتون که خودتون گفتید روی مغزتونم اثر گذاشته که به حرف علی وبقیه رفتید توچاه

 

یاس
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۷:۴۵

سلام

جناب سوال کننده من از چیزی که در مورد زندگیم گفتم قصد آزردن شما رو نداشتم، اگه با توجه به روحیات شما این اتفاق افتاده معذرت میخوام. اول حرفم گفتم بحث جنسیت رو باید کنار زد. اما یه چیز رو بدونید، خیلی ها در مورد زندگیشون حقیقت رو نمیگن، حتی در یک محیط مجازی هم ممکنه تظاهر به خوشبختی کنند. مطمئن باشید خوشبختی یه مسیر دو طرفه ست اگه خانمی به شوهرش محبت میکنه یا آقایی از محبت همسرش میگه متقابلاً اون محبت رو از طرف مقابلش دیده، فقط خدا میتونه بی هیچ چشمداشتی به بنده هاش محبت کنه.

اما گاهی شرایط خاصی مثل شرایط شما به وجود میاد. شما باید به تنهایی بار همسرتونم به دوش بکشید، نه تا ابد، تا جاییکه این رابطه شکل دو طرفه بگیره. الان بهترین راه رو شما خودتون انتخاب کردید، صبر، یکم به هردوتون زمان بدید، اگر همسرتون اصلاح شد مطمئن باشید تا همیشه قدردان لطف شما خواهد بود و مثل پروانه دورتون میچرخه. این مدتم باهاش رفتارهای سرد داشته باشید، شما همین که صبر کنید کار بزرگی کردید، لازم نیست قربون صدقشم برید. بذارید اون به طرف شما بیاد، فقط اعتمادشو از بین نبرید، ازش نخواید مهریشو ببخشه یا چیز دیگه ای. قابل اعتماد اما سرد باشید و بهش حالیش کنید دلیل سرد بودنتون رفتارای خودشه. اگر حفظ زندگیش واسش مهم باشه مقاومت میکنه و مداوم خودشو به شما نزدیکتر میکنه. اما اگر نه ترسی از جدایی داره، نه تلاشی واسه حفظ زندگیش میکنه، شما وظیفه ای در برابرش ندارید، به صبرتون خاتمه بدید. شما تنها کسی هستید که میدونید همسرتون ارزش فداکاری داره یا نه.

امیدوارم زندگیتون پا بگیره.

 

یاس
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۸:۱۰

خدا همه چیزو با هم به همه نمیده. گاهی هم به بنده های عزیزش مشکلات بیشتری میده شاید خیلی پیشش عزیزید. مشکلی که من داشتم دقیقاً در آخرین جلسات خواستگاری مون مشکلی برای همسرم و خانواده اش پیش اومد که تا عقدمون ۶ سال طول کشید! شاید شبیه رماناست، اما واقعاً این که تو اون سالا چی به من گذشت شنیدن داره! دیگه خانواده ام مخالف بودن، صبرو جایز نمیدونستن، از طرفی امیدی نبود اما من امید داشتم. ببینید درست لحظه ای که با خوشبختی فاصله ای نداشتم این خوشبختی ۶ سال به تعویق افتاد که هیچ، ۶ سال تمام بدون اغراق هر شب با گریه میخوابیدم. اون زمان خیلی از هم سن و سالام خیلی راحت ازدواج میکردن، منم گاهی فکر میکردم چی ازشون کم دارم؟

یا الان توی همین سایت خیلی از دختر و پسرا رو می بینید که هیچی کم ندارن، اما به دلایلی که حکمتش رو فقط خدا میدونه شرایط ازدواجشون مهیا نشده. دخترانی که از شما سنشون بیشتره و تا الانم پاک پاک زندگی کردن، اونا هم بگم مگه ما چی کم داریم از دخترایی که خیلی زود و راحت ازدواج کردن؟ اونا منتظر رحمت خدا نشستن تا خوشبختی رو انشاالله نصیبشون کنه اما فرقشون اینه که شما هنوز واسه رسیدن به خوشبختی یه قدمایی واسه برداشتن دارید که شاید هنوز برنداشتید.

 

.
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۸:۲۶
اگه همه اینایی که گفتی راسته اگه همه راهها رو رفتی جواب نداده طلاقش بده تموم کن.

 

بوی یاس
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۹:۱۷
اقا رضا اگر بگیم طلاقش بده اونوقت از خانم حمایت نکردیم؟ متاسفم واسه طرز فکرتون
اقای سوال کننده شما تصمیم خودتون رو واسه طلاق گرفتین از همون اولش پس واسه چی اینجا وقت گذاشتین مطرح کردین
با هر کسی که میگه طلاق بده دستت درد نکنه و تشکر نثارش میکنی ولی هر کی از طلاق حرف نمیزنه اونوقت انگ حمایت از خانمت رو میزنی.
اقای محترم یکی که بخواد زنش رو طلاق بده هر عیبی که به ذهنش میاد به طرفش میچسوبه شما م درست همین کارو میکنین ما هم که تو زندگی شما نیستیم ببینیم واقعا همسرت روانیه یا تو دید شما روانیه
بفرما برو طلاقش بده .قصدم کمک بود ولی انگار نباید حرفی میزدمچون چیزیرو گفتم که ذهن شما اصلا تو این اطراف پرسه نمیزنه
اقا سهیل من ناراحت نشدم منظورم کلی بود
خود من برادرم همسرشو طلاق داد زن خوبی نبودولی سنش کم بود با اینکه از اولش مخالف بودم ولی بعد عروسی دیگه عضوی از خانوادمون بود برای بهتر شدنش خیلی پشتش وایسادم ولی یه کار خلاف کرد دیگه رفتنی شد.
اقایون خانما طلاق اخرین مرحله هست نه اولین مرحله به خدا .

 

موافق
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۱۹:۳۹

با نطر بوی یاس و یاس کاملا موافقم !

خطاب به آقایون (رضا ، علی ، سهیل ، سوال کننده) هر وقت از حقیقت و عدالت هر زنی یا دختری حرف زد و به نفع شما نبود بالفور انگ فمینیسم یا ناقص العقل رو بزنید حقیقت تلخه!

 

به سوال کننده اولیه این پست : آقای محترم چرا جو سازی میکنی برای مهریه مگه قرار هست همه زنها و دخترها مثل هم باشند همه زندگی ها کپی هم باشند ، چرا ذهنیت آقایون اینطوریه؟ زن رو تافته جدا بافته می بینند ، آزاده حکم همون قرآنی رو گفته که ۹۰درصدش به نفع شما مرداست ، آهان قرآن رو قبول دارین ولی مهریه رو که خدا گفته توی قرآن قبول ندارین ، چرا شمایی که از دوران عقد دیدین هیچ سنخیت احساسی رفتاری اخلاقی و …. بین تون نیست جدا نشدین؟! به امید کی ووقت گل نی!

در ضمن همون ۱۱۴ تا مهریه تا الان مانع جدایی تون شده!

برای باورهایی آقایونی که گفتن زنت رو دور بزن خیلی متاسفم ، برای افکار مردهای آبنده ما که زندگی رو از الان میدون جنگ می بینند و فقط به فکر منفعت شون هستند !

خواهش میکنم با این باور تو رو خدا زیر یک سقف نرید با یک دختر ، هیچ دختربا شعور و انسانی انسانی بخاطر پول و سکه ازدواج نمیکنه بخاطر یک لقمه نون ازدواج نمیکنه بخاطر یک شب بغل خوابی ازدواج نمیکنه بخاطر یک دست لباس ازدواج نمیکنه بلکه نیت و قصدش از ازدواج خیلی بزرگتر و زیباتر از اینهاست ، برای موندن مردن در کنار کسی که دوستش دارم و بهش میگه مرد ، مردش میدونه ، واژه مرد یک دنیا حرف احساس جوانمردی صداقت انسانیت محبت فداکاری غیرت و …. پشتش هست یک دنیا ، نه یک سبیل یک آلت مردانه یک رابطه جنسی یک پول یک لباس یک خوراک و ….

 

برای شما داستان واقعی از جلب اعتماد یک زن توسط شوهرش حرف میزنه :

زن و مردی ازدواج می کنند نمیدونم تعداد مهر خانوم چقدر بوده ، خلاصه مرد میگه مهریه یک دین ( بدهی ) هست به گردن من و بالاخره باید پرداختش کنم و دوس دارم الان مهریه ت رو بدم ، زن ساده میگه حالا که خودت دوس داری و در تنگنای مالی قرار نمی گیری باشه مهرم رو ازت میگیرم زن بدبخت ساده و خوش باور پیش خودش میگه چه شوهر خوبی که چقدر به فکر این هست که زیر دین من نمونه ، بعد از دریافت مهریه ، مرد میگه میخوام خونه بخرم و به پول مهریه ت نیاز دارم ، زنم با اعتمادی که از رفتار مردش گرفته باشه پول مهریه رو میده به همسرش و شوهرشم سند خونه رو به اسم خودش میزنه زن هم میگه خوب شوهرم هست مرد زندگیم هست من اون نداریم ، بعد گذشت دو سه ماه مرده دست تری میزنه در … زنش و میکنش بیرون ، به سادگی این زن رو گذاشت کنار ، زن از زور غصه و ناراحتی داشت دق میکرد ، هر چی دووندگی کرد نتونست اثبات کنه که اون خونه خریده شده و سند خورده به اسم مرد پول مهریه ش بوده خلاصه چیزش رو که داد هیچ ، داغونم که شد بماند ، چیزکی هم بالاش داد آیندشم تباه شد نابود شد اینم از آخر عاقبت اعتماد کردن ، اینا همش درس عبرت هستند

 

.
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۲۰:۱۱
تو شبکه اموزش یه برنامه ای پخش میکرد به نام مشق عشق خیلی اموزنده بود نمیدونم کیا نگاه کردن

به سوال کننده
شما اگه فکر میکنید همه راهها رو رفتین و همه کاری کردین به نتیجه نرسیدین و اخرین راه حلتون طلاقه  خوب طلاقش بدین

‏ وَإِنْ أَرَدتُّمُ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَّکَانَ زَوْجٍ وَآتَیْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلاَ تَأْخُذُواْ مِنْهُ شَیْئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِیناً ‏

‏و اگر خواستید همسری را به جای همسری برگزینید ، هر چند مال فراوانی هم مهر یکی از آنان کرده باشید ، برای شما درست نیست که چیزی از آن مال دریافت دارید . آیا با بهتان و گناه آشکار ، آن را دریافت می‌دارید ؟ ! ( مگر مؤمنان را چنین کاری سزد ؟ ! ) .

تما حرفایی که دوستان در مورد حق و حقوق خانمتون گفتن صحیحه

چه شرعی چه حقوقی

ولی از لحاظ اخلاقی درست نیست وقتی دختر و پسری با هم ازدواج میکنن همش دنبال حق و حقوقشون باشن

و اینکه هنوز خانم دو ماه اجازه رابطه به شما ندادن

و اینکه تا کی میخواد این ماجرا ادامه داشته باشه

شما  هم میتونین از حق و حقوق شرعی خودتون استفاده کنین

ولی اگه همه تلاشتون رو کرده باشین و دیگه چاره ای نداشته باشین  ولی من فکر میکنم دو ماه خیلی فرصته کمیه

سعی کنین فقط سر لج و لجبازی نیفتین و عاقبت کاراتون رو در نظر بگیرین

شما میتونین از اقای نجفی در خواست کنین این پست رو حذف کنن و خانمتون رو با اینجا اشنا کنین  تا حرفای اونم شنیده بشه و شاید مشکلتون برطرف شد

 

بهانه
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۲۱:۰۳
شاید هرکدوم از ماهایی که راهکاربرای تداوم زندگیتون دادیم ،اگه جای شما بودیم خیلی زودتر ازاینا کم میاوردیم وبا زور وکتک حرفمونو به کرسی می نشوندیم یازودترازاینا میرفتیم سر بحث طلاق. نمیدونم چی بگم.من فکرکردم شاید مشکل ایشون فقط اینه که دید بدی نسبت به رابطه جنسی داره ومتوجه نیست خودشم این غریزه رو داره. بااین چیزایی که شما گفتین بنظرم ایشون به بلوغ اجتماعی وفکری نرسیدن که به احتمال زیاد ریشه در کودکی وتربیت غلط خانواده داره. هیچ کدوم از ماها نمیتونیم کاملا شمارو درک کنیم وهمینطور خانمتونو. اجازه بدین یه داستان واقعی براتون بگم :یه آقای تحصیلکرده به اجبارخانواده بایه دختری زیبا ازدواج میکنه که تربیت و سطح فرهنگش خیلی پایین بوده. این خانم بارفتاراش همیشه باعث خجالت وآزار شوهرش بوده وحتی با شوهرشم بداخلاقی وبدهنی میکرده.تاحدی که اون آقا دچار مشکلات عصبی وروحی میشه. بچه دار میشن و بخاطر بچه آقا از فکر طلاق میاد بیرون،خلاصه ۲۰ سال میگذره وزندگی بازنی بداخلاق و بی منطق که به هیچ صراطی مستقیم نبوده رو تحمل میکنه. تااینکه آقاهه از دست کارا و رفتارای خانم سکته میکنه وراهی بیمارستان میشه.دخترشون که شاهد حال وخیم پدرش و رفتارای مادرش، مادری که حتی رفتار درستی با دخترش هم نداشته. به پدرش اصرار میکنه بخاطراون زندگی با مادرشو تحمل نکنه وراضیش میکنه طلاقش بده. دوسال از طلاقشون میگذره که این مدت مشکلات روحی وجسمی آقا هم بهبود پیدا میکنه. تااینکه دختر از پدرش میخواد یه فرصت دیگه به مادرش بده. پدر میگه خودت اصرار کردی به طلاق. دختر توضیح میده که تمام این دوسال مادرشو پیش یه مشاور میبرده تا کمک کنه رفتارشو درست کنه. وقتی آقا همسر سابقشو می بینه باورش نمیشده این آدم بعد اینهمه سال تغییر کرده باشه. شاید این داستان بی ربط بود به مشکل شما ولی منظورم از طرحش این بود که یه آدم باراهنمایی ومشاوره درست تو میانسالی تغییر کرده پس روزنه امیدی برای یه جوون هم میتونه باشه. شاید شما هم به یه شخص سوم احتیاج دارین که کمک کنه برای حل مشکلات هر دوتون. چون در حال حاضر شما خودتون دچار مشکلات عصبی وروحی شدین وسخته به تنهایی بتونین به همسرتون کمک کنین.اون شخص میتونه یکی از اعضای خانواده یا دوستان که مورد اعتماد هستن تا بیطرف براتون مشاور خوب پیدا کنه و جداگانه باهرکدوم مراوده داشته باشه برای بهبود روابطتون. بازم میگم حرف زدن آسونه ولی در عمل شاید شخص من اینهمه صبروحوصله نداشته باشم، به توان وظرفیت خودتون نگاه کنید وتصمیم بگیرید. قرارم نیست بهای بهبود رفتار وشخصیت همسرتون ذره ذره آب شدن شما باشه. بنظرم قرص اعصاب تاثیر منفی روتون میذاره وبامشورت پزشک دیگه مصرف نکنید. ببخشید زیاد حرف زدم ولی واقعا ناراحتتون شدم ونتونستم بی تفاوت بگذرم. به هر حال امیدوارم مشکلتون حل بشه قبل از اینکه شما بیشتر ازاین آزار ببینید وهمسرتون شوهری مثل شما رو از دست بده.

 

موافق۲
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۲۲:۵۳
با سهیل موافقم چون تفاوت حافظه زن ومرد در شهادت دادن و عقل لازم برای قضاوت را خوب نشون داد. رضا هم تفکرات فمنیستی را خوب تشخیص داد علی هم با توجه به این که بعضی ها از مهریه سو استفاده می کنند وپسر بیچاره را تیغ می زنند بعد میرن با دلخواه خودشون ازدواج می کنند،یا حتی ممکنه قبلا پرده خودشون را در اثر رابطه یا اتفاق از دست داده باشند.راهی را برای امتحان زن پیشنهاد کرده.
ولی سوال کننده با توجه به ترس دختر از طلاق اگر نتیجه بگیره که مهریه برای تیغ زدن نبوده وگواهی سلامت هم داره و فرار دختر از رابطه شاید مربوط به نوعی ترس ناخودآگاه از پرده زدن باشه دور زدن مهریه ناجوان مردانه هست وبا دادن فرصتی بیشر با شرط وشروط بلکه با آرامش در زندگی برسه.

 

رضا
  • جمعه ۲۷ تیر ۹۳
  • ۲۳:۴۶
داستان خانم موافق من درآوردیه چون تو قانون اسلامی اگر مرد بدون دلیل بخواد زنشو طلاق بده باید نصف دادایی بعد ازدواج به همسر بده بنابراین بهتره اصلا به مهریه یکم بالا هم فکر نکنید چون حتی اگه مهریه هم پرداخت کنید و بخواهید زنتونو طلاق بدیدباید نصف دارایتونو بدید

 

ابوالفضل
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۰۰:۱۶
داداش برادر خوب من تمام افرادی که اینجا هستن سلیقه شخصی خودشونو دارن بهترین کار اینه

به آقای نجفمی بگو این تاپیکو حذف کنه انگار نه انگار اینجا بودی حرف های همه رو فراموش کن از سردر گمی بیا بیرون همین فردا بگرد دنبال بهترین مشاور شهرتون صبح زمانی که از خواب بلند شدی همسرتو ببوس و بگو تمام سه ماه گذشته رو فراموش کنه بعد برید پیش اون مشاور  سیر تا پیاز ماجرا رو بهش بگو  و ازش کمک بخواه ان شاالله زندگیت درست میشه اگه اینم جواب نداد به فکر طلاق باش اونم نصفشو بده چون خودت قبوگل کردی البته با یک روحانی بابت مهریه مشاوره بگیر شاید از نظر دین نیازی نباشه مهریه بدی به هر حال کارتو با رضایت خدا انجام بده در ضمن زیر یک سال به طلاق فکر نکن خدا بهت صبر بده قوی باش

 

شاپرک
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۰۱:۵۱
با سلام خدمت همه خانمهای محترم . عزیزان من شما حرفتون رو بزنید اما به قول یکی از اساتید تفکر مردسالاری در لایه های زیرین جامعه ما نهادینه شده و حتی خیلی از خانمها هم قبولش دارند . این تفکر به مردها اجازه میده خودشون رو حق به جانب بدونند و به زنها القاء میکنه که زن خوب زنی هست که تسلیم باشه . متاسفانه همین طرز تفکر باعث شده خانمهای ما در تربیت برخی از پسراشون درست عمل نکنند و به پسرها بیش از حد بها بدند . نتیجه اش میشه اعتماد به نفس کاذب . نتیجه اش میشه آقایونی که به خانمهایی که به حق خودشون واقفند برچسب فمنیست میزنن . نتیجه اش میشه مردایی که از اعضاء بدن زن فحش درست کردن و به کوچکترین بهانه و درگیری تو خیابون بدون توجه به حضور زن و بچه مردم اونها رو بکار میبرن . نتیجه اش میشه مردایی که خودشون رو محق میدونند تا زن رو تحقیر کنند . و ……………. البته من نمیگم همه آقایون اینطورین اما خیلی از مردایی که دیدم اینطور بودند. خانمها ایراد از خودتونه . شما که مادران آینده هستید سعی کنید پسراتونو درست بار بیارید .

 

نیلوفر آبی
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۰۲:۰۶
ببخشید-برام سوال بود-
خانم شما تو دوران عقدبرخوردشون چه جوری بود که شما اون موقع متوجه نشدیدین؟ چه جوری بعد ازدواج اخلاقش عوض شده؟ مگه اون موقع بهتون ابراز محبت نمی کرد؟ حالا نمیگم رابطه جنسی- اما باید در این دوران به همدیگه محبت می کردین؟
چی شد که این فرد اینقدر تغییر کرده؟ یعنی از اول هم برخوردش سرد و اخلاقش خوب نبود؟ یا شما متوجه نشدین؟

 

موافق به رضا
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۰۳:۵۶
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

هیچم من درآوردی نیست دیروز توی مجلس فاتحه یکی از اقوام نزدیک ما از فامیل شوهریش صحبت کرد ، خیلی راحت هر حرفی که به نفع شما نبود انگ (فمینیسم یا ناقص العقل) بزنید هر صحبتی هم که از زندگی فلان کس شد و باز هم به نفع شما نبود انگ غیراقعی و غیر حقیقی بودن رو بزنید ، متاسفانه واقعیت تلخ هست و ما دخترا هم باید خیلی حواسمون باشه که خر نشیم خرمون نکنید با زبون چرب و نرم تون !!

 

به رضا هیچم اینطور نیست هیچ مردی یک آجر از دیوار خونش به زنش به جزء مهر و طلاش نمیده و نداده !!

 

بخدا قسم اگر که یک درصد از ۱۱۴ سکه کوتاه بیام با حرفهایی که از شما ۴ کاربر ( رضا ، علی ، سهیل ، سوال کننده ) شنیدم ، طرفم با این همه دوس داشتن و عملکرد درست جونی خدایی وجودی حقیقی به من اعتماد نمیکنه اون وقت من بیام با باورهای شبیه شماش + حرفهای که شما ۴ کاربر گفتید به طرف اعتماد کنم .

 

هر ۴ نفرتون ***** توی باور و ذهنیت من ، مخصوصا اون **** یک دندنه که فقط حرف حرف خودشه و اصن زن یا دختر مثل برده میبینه که فقط باید بگه *** ***** * *** ***** ،

بخدا زن یک انسانه سراسر وجودش احساس پاک هست (همه نه ولی بیشتریا) مهربونه عاطفیه با گذشت و فداکار هست ، اژدها یا هیولا که نیست !

 

 

یک داستان واقعی صحبت میکنم از یک دختر دانشجوی زیبایی ….. (قبلش از خانوما مخصوصا خانومای دانشجو عذر خواهی میکنم ) این دختر (ساده تر بگم زن ) به علت تنگنای مالی خانواده و عدم تامین مالی توسط پدر میفته توی خط هرزه گری ، اونم چون مجبور می دیده خودش رو { یک متجاوز یا خائن تنها متجاوز جنسی یا وطن فروش نیست بلکه پدر و مادری که توانایی تامین بچه رو ندارند نباید بچه دار بشند از نظر من اونا یک خائن هستن به جامعه به بچه شون چون فقط برای ارضای روحی و اون رفع نیاز دلشون بچه میارن چرا انسان بچه ای رو به دنیا بیاره و نتونه براش یک دست لباس بخره و شکمش رو سیر کنه و …. از نظر من این افراد متجاوز و خیانتکار هستند بچه ای رو بیاری و ویلون و آواره کوچه و خیابونش کنی مگه خوش خدا میاد؟! “” قبل از اینکه آیه ردیف کنید که خدا روزیش رو میده این آیه مختص کسی هست که به اصطلاح یه آب باریکه داره و تلاشش رو بیشتر میکنه بگذریم }

این زن میفته تو خط بدی و با هر مردی که رابطه برقرار میکرده ذکر کنم توی شهری دیگه میرفته بیطوری ، دانشگاشم شهری دیگه بوده ، خونشم شهری دیگه ، از هر رابطه جنسی با هر مردی پول میگرفته (حرام و حلالش بماند اطلاع ندارم) ، تا اینکه به تور مردی میخوره و به مرده پیشنهاد میده مرد قبول رابطه نمیکنه ، به این زن میگه دخترم تو با این همه زیبایی حیف نیست دختره هم در مورد زندگیش تعریف میکنه و میگه اینجوریه پدرم نمیتونه تامینم کنه و من تا الان ۲۵ میلیون پول جمع کردم و بعد درسم میرم دکتر میدم بکارتم رو میدوزه و پسرعموم خاطرخواهم هست و پسر ساده ای هست باهاش ازدواج میکنم و توبه میکنم  (( اشاره کنم این دختری که به بیراهه کشیده شده اولین مفصرش پدرش هست و بعد مادرش و بعد خودش ، اصن نباید زوجی که توان تامین فرزند رو نداره بچه دار بشه که آخر و عاقبت خوبی بچه نداره ، و نفرات چهارم مردا بودن که تنها به صرف نیاز جنسی خودشون با این دختر رابطه برقرار کردند ))

اگر قلب عاطفی تک تک مردهایی که به این شخص برخورد کردند سرجای خودش بود این دختر به چنین روزی نمی افتاد هر کسی یه مبلغ ناچیزی بهش میداد نه سوء استفاده.

 

با این حرفها به این ۴ کاربر خواستم اینو بگم که فکر نکنید اگر زنی قصدش از ازدواج فقط پول و سکه باشه تنها از راه مهریه میتونه بهش برسه بلکه هزاران هزار راه وجود داره که شما خود مردا بهتر میدونید ، پس اون دختری که درست باشه یا زنی که درست باشه هیچوقت هیچوقت برای پول شوهر نمیکنه به قصد بدبخت کردن و نردبان ترقی قرار دادن پسر مردم شوهر نمیکنه ، شوهرش رو بانک نمی بینه و ….

اگرم نگفتم زن با وازه دختر راحت ترم

 

خواه باور کنید خواه نکنید !!

 

ابوالفضل
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۱۱:۰۴
داداش برادر خوب من تمام افرادی که اینجا هستن سلیقه شخصی خودشونو دارن بهترین کار اینه

به آقای نجفمی بگو این تاپیکو حذف کنه انگار نه انگار اینجا بودی حرف های همه رو فراموش کن از سردر گمی بیا بیرون همین فردا بگرد دنبال بهترین مشاور شهرتون صبح زمانی که از خواب بلند شدی همسرتو ببوس و بگو تمام سه ماه گذشته رو فراموش کنه بعد برید پیش اون مشاور  سیر تا پیاز ماجرا رو بهش بگو  و ازش کمک بخواه ان شاالله زندگیت درست میشه اگه اینم جواب نداد به فکر طلاق باش اونم نصفشو بده چون خودت قبوگل کردی البته با یک روحانی بابت مهریه مشاوره بگیر شاید از نظر دین نیازی نباشه مهریه بدی به هر حال کارتو با رضایت خدا انجام بده در ضمن زیر یک سال به طلاق فکر نکن خدا بهت صبر بده قوی باش

 

بهانه
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۱۱:۴۷
بس کنید دیگه آقای رضا. اگه خانم آزاده فمنیست هستن شماهم یه مرد سالار تمام عیار هستین. اول میگین درصورتی که مرد بدون دلیل بخواد همسرشو طلاق بده باید نصف اموالشو بده بهش. بعد میگین مهریه کم بدین چون موقع طلاق باید نصف اموالتونو بدین! این یعنی اینکه به مرد این حقو میدین که بدون دلیل زنشو طلاق بده وباکمترین هزینه زنشو با اردنگی بندازه بیرون. حالا مثلا تو این دوره زمونه بعد سه چهار سال ازدواج چقد میشه دارایی جمع کرد که بادادن نصفش به زن ، مرد بیچاره بشه وزن پولدار بشه وخوش خوشانش؟ بعدم نقش اون زن تو این چند سال زندگی برگ چغندر بوده؟ باکم وزیادش نساخته که حالا آقا دلش بخواد طلاقش بده باکمترین هزینه. اگرم طلاق برای مشکلات عدم تمکین واین چیزا باشه که فکرمیکنم قانون تبصره هایی به نفع آقایون داره. پس این افکار و بدبینی های خودتونو که به نفع یه جنس (مرد) هست رو به جوونا القا نکنید. من یه دخترم ولی هیچوقت آدما رو براساس جنسیت شون قضاوت نمیکنم بلکه شخصیت وانسانیت شون برام مهمه. یه کم انسانی تر به جنس زن نگاه کنید.

 

لاک پشت
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۱۷:۲۳
 برای همین تربیت غلطه مادران هست که پسرها بیشتر زن صفت شدند مسئول اصلی تربیت یه پسر به عهده ای پدرش هست بنظرتون کدوم مردی هستش که بتون با زنی که صبج خروس خون تا کله سحر میجنگه یا جدل میکنه زندگی کنه؟ آیا آرامش تو اون زندگی هست؟ شاید باشن مردهای سلطه پذیر.اما اونموقع میتونه تمام خصوصیات یه مرد به عنوان تامین کننده نیاز زن داشته باشه.
همینطور که مرد در برابر لطافت و ضرافت زنانگی یه زن ضعیفه و زن هم در برابر اقتدار و جسارت مرد ضعیف هست بعضی ها میخان تمام خصلت های هر دو جنسیت رو به حد اعلا داشته باشن “نقل به مضمونم میشه گفت بعضی از بهترین خصلت مردان بدترین خصت زنان و بعضی از بهترین خصلت زنان بدترین خصلت زنان هست”
افرادی که زیر وبمی نکات مثبت جنسیت و خصلت خودشون رو نمیتون حتی پیدا کنن و پرورش بدن همیشه لنگ نداشته ها هستند نه افتخار چیز های رو که دارن.
اینهمه مطالعه می کنیم که به یه راه حل برسیم اما هنوز نمیدونیم که کدوم خصلت جز اخلاق پایه ای یه جنسیت حساب میشه؟ همین طور نباید هیچ وقت محبت رو از زن دریغ کرد زن هم نباید هیچ وقت اقتدار مرد رو هدف بگیر تا نابودش کنه

بعد نکته دیگه آقایون گل تا حالا ۱۱۴ میلیون یه جا دیدین؟ ولی من دیدم! این کیسه های حمل پول بانک دیدم پنج تا بود! خخخخخخ تازه مامور حمل پول خیلی بد به من هی نیگاه نیگاه میکرد. خو داشتم حساب میکردم چند تا کیسه میشه ۱۱۴ میلیون!

 

رضا
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۱۷:۳۲
اولا من هیچ توهینی به هیچ خانمی نکردم من خودم همسر دارم از نوع فرشتش که بهترین زن دنیاست و یک زن فوق العادست

دوما شما فقط اونور سفمکه رو می بینید ما هم اینورو می دونید چطور خیلی از پسرا به خاطر ارزش قایل شدن به جنس زن مهریه بالا قبول می کنند و درصد بالایی از اون ها مثل این آقا دچار سرکشی و زیر دست شدن زن می شن و هیچ کاری هم نمی تونند بکنند هیچ کار و من نمی دونم رو چه حسابی از این زن سرکش حمایت می کنید خوب اگه شما خانم ها هدفتون بالاست مهریه ای در حد توان  شوهر آیندتون تعیین کنید درست عین همسر  من بگذریم یک خانم گفت جامعه ای که از اعضای بدن زن فحش درست می کنه مگه تو این فحش ها اعضای بدن مرد نیست مگه توسط خیلی از زنان استفاده نمی شه  خودتون می دونید من چی میگم
شما گفتید اول باید این آقا مهریه رو پرداخت کنه بعد از زنش انتظار تمکین داشته باشه پس ما هم میگیم باید مهریه در حد توان باشه تا مرد بتونه بپردازه بد گفتیم اصلا چرا بهتون برخورد هدف زن  پول در آوردن نیست اسیر کردنه  مرده همین مگر نه باشه همتون هدفتون بالاست پس مهریه تونم متناسب با اون هدف بالا تنظیم کنید نه

 

رضا
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۱۹:۳۲
اولا من هیچ توهینی به هیچ خانمی نکردم من خودم همسر دارم از نوع فرشتش که بهترین زن دنیاست و یک زن فوق العادست

دوما شما فقط اونور سفمکه رو می بینید ما هم اینورو می دونید چطور خیلی از پسرا به خاطر ارزش قایل شدن به جنس زن مهریه بالا قبول می کنند و درصد بالایی از اون ها مثل این آقا دچار سرکشی و زیر دست شدن زن می شن و هیچ کاری هم نمی تونند بکنند هیچ کار و من نمی دونم رو چه حسابی از این زن سرکش حمایت می کنید خوب اگه شما خانم ها هدفتون بالاست مهریه ای در حد توان  شوهر آیندتون تعیین کنید درست عین همسر  من بگذریم یک خانم گفت جامعه ای که از اعضای بدن زن فحش درست می کنه مگه تو این فحش ها اعضای بدن مرد نیست مگه توسط خیلی از زنان استفاده نمی شه  خودتون می دونید من چی میگم
شما گفتید اول باید این آقا مهریه رو پرداخت کنه بعد از زنش انتظار تمکین داشته باشه پس ما هم میگیم باید مهریه در حد توان باشه تا مرد بتونه بپردازه بد گفتیم اصلا چرا بهتون برخورد هدف زن  پول در آوردن نیست اسیر کردنه  مرده همین مگر نه باشه همتون هدفتون بالاست پس مهریه تونم متناسب با اون هدف بالا تنظیم کنید نه

 

علی
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۲:۲۷
چراشما خانم ها اسم مهریه کم میاد ناراحت میشید چیه مگه خانم آزاده نگفت چون مهریه ندادی حق نداری بهش دست بزنی باشه اول مهریه رو می دیم به شرطی که ممهریه کم باشه توان پرداختشو داشته باشم خانم موافق کوتاه نیا مگه کسی از تو خواست کوتاه بیای حالا هرچقدر دوست داری مهریتو بالا بگیر ولی اینو بدون پسری که اون مهریه رو قبول کنه به درد زندگی نمی خوره و کم عقله اگه واقعا هدف زنندگیتون بالاست به دستور دین عمل کنید و مهریه کم رو قبول کنید نه هدف شما بالا نیست هدفتون سواستفاده است اصلا چرا ممهریه کم رو قبول نمی کنید

تحقیقات نشون داده بیشتر طلاق ها در همین مهریه های بالا رخ می ده خیلی از پسرا با مهریه بالا بدبخت شدن  ولی ما پسرا دیگه بیدار شدیم زیر بار ذلت نمی ریم تموم شد رفت حالا هرچی می خواید بگید

 

به موافق
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۲:۳۹
خانم موافق شما به وجود شخص پسر مقابل اعتماد کن تو نمی کنی اون اعتماد کنه  بعد دستور خدا و دینه که مدیریت خانواده دست مرد باشه ولی شما با این مهریه می خوای جلوی دستور خدا و دین بایستی  بچه ها گفتن مهریه بالا قبول نمی کنند به شما خانما بدجور برخورد دارید می سوزید

کسی از شما نمی خواد مهریتو کم کنی هرچقدر دوست داری کن یک ملیارد سکه کسی از شما گدایی نمی کنه تفکر ما مردا اینه شما ناراحتی ازدواج نکن

 

به همه خانما
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۲:۵۵
زنانی که با مهریه زیا حاضر به ازدواجند شوم و بی برکت اند از ازدواج با آنها بپرهیزید

چشم به روی چشم

 

سهیل !!
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۳:۰۲
از***یکدنده به رضا
۱-موافغ همون عاضاده هست او بیشتر وقت ها فحاشی میکنه ودر حدیث داریم از پیامبر به زید که با زن بد دهان ازدواج نکنید.
شوهر چنین زنانی در هر دو دنیا در جهنم به سر می برند.

۲-داستان پردازی های بی سر و ته از طرف چه زنانی هست؟زنانی که از سر در ماندگی  برای الگو قرار دادن هرزه ها به منظور توجیه یا سر پوش گذاشتن روی کارهای پشت پرده خودشون درغبیت شوهر یا همون پسر عمو های ساده وبا توصیف بهتر **** صرفا برای دلخوشی خودشون می بافند.والبته با توجه به قدرت درکشون متوجه نمیشن که خریدار نداره
۳-بد دهانی از روی احساس درونی وویژگی های محیطی هست که پرورش پیدا کرده.

۴- سهیل مقایسه این پست با اون پست “تا حالا این حرفا را به کسی نگفته بودم” و حکم یکسان را نهایت نقص در عقل اعلام میکنه به عنوان یک نمونه بارز عملی در همین جا که حرف امام را اثبات میکنه.
۵-مردان متاهل، امشب مثل من سرا پای همسرتون را غرق در بوسه کنید وخدا را شکر کنید که همسرتون از این قماش نیست بلکه فرشته ایست که خدابه شما بخشیده.
………………
۶-به سوال کننده
این فکر که او از ترس به ملایمت رو آورده تو را نباید سرد کنه. فرصتی را که دادی بهش واون داره استفاده میکنه را خرابش نکن اگر بهت رو میاره رو بر نگردون سعی کن دلهره را از دلش بیرون کنی وهمزمان با معاشقه تحریکش کنی ورابطه جنسی را برقرار کنی وبا آرامش رامش کنی از اونجا که اون ترسیده پس هدفش دورزدن تو نیست تو هم فکرهای شیطانی دور زدن را بریز دور . مردنباید ابتدا سراغ کلاه برداری بره ولی باید هوشیار باشه که کلاه سرش نره.

 

محمد
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۳:۰۵
من به جنس زن ارزش زیادی قایلم ولی خواهران من مهریه باید در حدی باشه که داماد پرداختو داشته باشهه

واقعا زن اگر زن باشه واقعا فرشتست ولی ما چیزی که بین پسران می بینیم و می بینیم که دوستان متاهلمون از فشار و آزار اذیت همسرشون به خاطر مهریه بالا میگن و همشون پشیمونن و این آقا خانم موافق قبول کرد و اعتماد کرد که سرنوشتش شد این

 

سنجاقک
  • شنبه ۲۸ تیر ۹۳
  • ۲۳:۲۹
به شاپرک
روحیه مردسالاری در در دین ماست اگر به دین معترض هستید اعلام کنید.
برو به استادتون بگو کشف نکردی دیر بیدار شدی ،بچه ننه ها معمولا دیر بیدار میشن بعضی ها شونم میل جنسیشون انحراف پیدا می کنه به همجنس. واین خصلت به خاطر روحیه فمنیستیه
بالا رفتن آمار طلاق همون چیزی هست که فمنیست با خوشنمایی ودلبری دنبال کرده و وجود عقل کافی لازم هست که درک کنه این بالا رفتن طلاق بیشتر به ضرر کی هست. وصد البته تیوری پردازان فمنیست کاملا به موضوع ریپ زدن عقل آگاهی وعقیده دارند واز همین ضعف دارند خوب استفاده می کنند.

 

سهیل !!
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۰۱:۴۴
نکته مهم به سوال کننده
یکی از کامنت هات را الان دیدم که در پاسخ به سهیلا در خصوص سکس دهانی گفتی اون کار سخت وچندش اور!!!!
من از روی این حرفت تا حدودی به رفتار خودت شک کردم وشاید نزدیک به نیمی از تقصیرات را فعلا از خودت می بینم. اگر قبل از مصرف قرص های اعصاب یعنی از اول این اخلاق را داشتی این وسواس تو محدود به یک نکته ای که گفته شدنمی شه واحتمالا رفتارهاس وسواسی دیگه هم داری.حدس میزنم رفتار های معاشقه  را نمی دونی و زنت را تحریک نمی کنی .از طرفی بارها گفتی خیلی دوستش داری!!! سراپای زن برای شوهرش که نه در حد عاشق بلکه یک رابطه دوست داشتنی درجه های پایین تر هم باشه دلپذیر و اگر ستاره دارنشه خوردنیه .
دوم اینکه گفتی اخلاقش را بعد از ازدواج نشون داد. که دروغه چون خودت گفتی قبل از ازدواج گفته از زفاف می ترسه وتو چندان توجهی نکردی وخوت هم از شرم وحیای پسرانه حرف زدی که مانع شده اونو فبل از ازدواج بسنجی در واقع خودت هم چندان گرم به نظر نمی رسی!!! اگر چه ۲-۳ ماه تحمل کردی اما بازهم وظیفه داری که برای جبران کم توجهی در دوران عقد فرصت بیشتری پیش بیاری .
سکس دهانی( وقتی که بیماری خطرناک در کار نیست) هیچ چندش وسختی نداره واگر هم صحبتی از میکروبهای معمولی که حتی روی کف دستت هم همیشه هست، در جاهای مختلف میشه ،فقط با سه وعده آنتی بیوتیک میره پی کارش.
تا اینجا هر دو مقصرید وتو باید رفتار های تحریکی معاشقه را یاد بگیری وبکار ببری.

 

موافق
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۰۳:۱۶

به علی : “” خانم موافق کوتاه نیا مگه کسی از تو خواست کوتاه بیای حالا هرچقدر دوست داری مهریتو بالا بگیر ولی اینو بدون پسری که اون مهریه رو قبول کنه به درد زندگی نمی خوره و کم عقله اگه واقعا هدف زنندگیتون بالاست به دستور دین عمل کنید و مهریه کم رو قبول کنید نه هدف شما بالا نیست هدفتون سواستفاده است اصلا چرا ممهریه کم رو قبول نمی کنید “” مهریه ۱۱۴ سکه کجاش بالاست ، چه تضمینی هست با ۱۴ سکه گوش آدم رو نگیرن بذارن بیرون ، اتفاقا اونی که مهریه رو نه خیلی زیاد مثلا همون ۱۱۴ سکه ۲۰۰ سکه یا حتی ۷۰۰ سکه تقبل میکنه نشون دهنده اینه که انگی زیر دنگش نیست و طرف رو دوست داره و بهش اعتماد داره و میخواد زندگی کنه ، در خصوص هدف ، هدفم عدم متلاشی شدن زندگیم به سادگی ، عدم کنار گذاشتنم به سادگی ، عدم زیرآبی رفتن همسرم ، عدم تاوان عشق و دوست داشتنم دادن ، عشق ورزی و تربیت فرزند صالح ، لذت بردن از لحظات عمرم در کنار کسی که دوستش دارم و بچه دار شدن ازش ، عمر جون انرژیم رو صرف بچه مرد زندگی کردن ، و … هست .

 

تحقیقات نشون داده بیشتر طلاق ها در همین مهریه های بالا رخ می ده خیلی از پسرا با مهریه بالا بدبخت شدن  ولی ما پسرا دیگه بیدار شدیم زیر بار ذلت نمی ریم تموم شد رفت حالا هرچی می خواید بگید (( تحقیقات نشون داده که این انتخاب از بی عقلی بوده ، عدم سنخیت حتی سنخیت ذات هر دو طرف ، نفهمیدن و عدم درک همدیگه که میشه توقعات مادی و معنوی بیجا ، عدم اعتماد و زدن برچسب مثلا خیانت بهم ، چشم چرون هوس باز ، دخالت خانواده ها ، و خیلی موارد دیگه وگرنه مهریه شعار طلاق هست دلیل اصلی طلاق نیست .
منم با کسی ازدواج میکنم که بهم اول اون اعتماد کنه مثل مردهای فامیل ( ما الحمدلله حتی یک مورد طلاق نداریم توی فامیل ) بعدش من به اون اعتماد میکنم یا میبخشم مهریه م رو در طی سالهای زندگیم بعد از اینکه عملکردش رو دیدم و اعتمادم جلب شد خدا رو وکیل میگیرم که برای همسرم این کار رو انجام میدم ، صد درصد همسری که میخواد با بنده ازدواج کنه شاید امروز توان مالیش نباشه ولی در چند سال آینده وضعش بسیار خوب میشه .
علی آقا فکر میکنم منظور شما از هدف والا در راه خدا باشه ههههههه
اصن ازدواج میشه بگی به نیت و قصد در راه خدا؟!

 

موافق
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۰۳:۵۷

موافق  : به موافق

نقل قول : (((خانم موافق شما به وجود شخص پسر مقابل اعتماد کن تو نمی کنی اون اعتماد کنه  بعد دستور خدا و دینه که مدیریت خانواده دست مرد باشه ولی شما با این مهریه می خوای جلوی دستور خدا و دین بایستی  بچه ها گفتن مهریه بالا قبول نمی کنند به شما خانما بدجور برخورد دارید می سوزید

کسی از شما نمی خواد مهریتو کم کنی هرچقدر دوست داری کن یک ملیارد سکه کسی از شما گدایی نمی کنه تفکر ما مردا اینه شما ناراحتی ازدواج نکن ! )))
چون طرف من یکبار اعتماد منو شکسته به راحتی به سادگی (( به نظر شما آیا میشه به کسی که بدون در نظر گرفتن عواطف و احساسات طرفش به سادگی کنار میذاره و ترک میکنه و طلاق میده اعتماد کرد؟  )) خواهشا جواب سوالم رو بدین
از کجا معلوم یکبار دیگه این بلا شدیدتر به سرم نیاد ، الان مادر در کنارم هست شاید روزی خدایی نکرده زبونم لال پاش از وسط بلند داشت ، پدرم ول معطله تموم آرامش من به یمن وجود مادرم هست ، شاید برادرهامم منو حمایت نکردند ، اونوقت تکلیف چیه؟ اونم با مردی که میگه تو فقط بمون خونه و خونه داری کن و بچه بیار و با یک …. بماند
من کی گفتم میخوام اختیار عنان رو از دست همسر بگیرم؟ مردی که مدیریت و ریاست درست و صحیح نداره باید بره غاز بچرونه
ازدواج میکنم ولی ولی ولی با شخص قابل اعتمادم !!
شما هر ۴ کاربر ( اسم براتون انتخاب کردم چارچنگولی ههههه) شما اینقد که از طلاق و زندگی نکردن مطمئن هستید از زندگی کردن مطمئن نیستید ، چرا ما دخترا باید اول اعتماد کنیم وقتی به پاس تبعیض نژادی اختیار نفس کشیدن مون هم میفته دست شوهر بعد ازدواج ، چرا؟ چرا؟ مگر ما انسان نیستیم؟ دل نداریم؟ عواطف نداریم قلب نداریم؟ جون نداریم؟غرور نداریم؟ (( اختیار نفس کشیدن و حتی مردن در فراق پدر و مادر بدون اجازه شوهر ، کم اختیاری هست؟ کم قدرتی هست دست مرد؟ دیگه چی میخواد ؟ میخواید علامه دستور صادر کنند به نفع شما حق مرگ همسر رو هم دارید بریدن نفسش )) تا دیگه خیالتون راحته بشه که هر دوکی بخواید میتونید بریسید به گردش
موافق : به سهیل
از نظر سهیل و به لطف دین اسلام زن یک کالاست و فقط برای لذت و بردگی مرد خلق شده ((((چون : احساساتی هست ، حق ارث کمتری میبره ، شهادتش برابر با شهادت مرد نیست ، هههه تابع نفس خودش هست از مسخره و میره میپره توی خیابون به همه اصن تمومی این تجاوز ها که میشه زنا به مردا تجاوز میکنند از نظر سهیل ، حضرت علی ( ع ) در خطبه ۸۰ نهج البلاغه گفته بهشون ناقص العقل ، در خصوص عبادت چون پریود میشن و تعدادی از روز در ماه رو کمتر از مزدها عبادت میکنند ، چونکه در مقابل حرفهای سهیل دلیل و برهان میارن و انگ فمینیسم و ناقص العقل میخورن ، چون مرد سالاری و مدیریت در چشم قربان و بله قربان خلاصه میشه ، و خیلی موارد دیگه ))) 
سهیل به موافق : ای دختر فمینیسم ناقص العقل
یک قسم میخورم به جون عزیزترین کسم و خدا رو وکیل میگیرم : ( از وقتی که با شما ۴ کاربر حرف زدم و باوراتون رو شنیدم در مورد حق حقوق زن و تبیعض نژادی ، قسم میخورم اگر همسری نصیبم شد که به حق و حقوقم به عنوان یک انسان یک زن احترام گذاشت و عادل بود مهریه که سهل هست جون شیرینم رو برای خودش و زندگیش بدم با عمل به اثبات میرسونم بهش اگر شخصی در ذهنم باورهاش اخلاقش فهمش عدالتش وجدانش و … به تصویر کشیده میشه معلوم نیست کی باشه ولی ولی جوینده یابندست !!
موافق به : به موافقم (( اون جام طلایی که خونم داخلش گرفته باشه خاک میکنم نه میخوام سرتا پام جواهرات باشه ، نه کاخ نیاوران خونم باشه ، نه همسرم برد پیت باشه ، نه ماشین زیرپام میلیونی میلیاردی باشه ، نه کلفت نوکر داشته باشم ، نه حساب بانکیم پر پول باشه ، نه پست شغلیم رئیس جمهوری باشه و نه خیلی چیزهایی دیگه فقط فقط سالم و عاقبت بخیر باشم و مونسم انسان ، عادل و با وجدان و مرد باشه همین بس . 
مونس خوب مونس خوب!!

 

فاطمه۳۰
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۰۴:۵۸
به موافق:اینا چه چیزایی بودکه برای توجیه کردن کار خلاف شرع یه زن بدکاره آوردی. یعنی چی واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اولا از کجا معلوم پدرومادر ایشون اوایل زندگی وقتی ایشونو بدنیا آوردن فقیر نبودند ولی بعدها فقیر شدند؟؟/مگه نیستن آدمهایی که اول زندگی پولدار بودند ولی بعد ورشکست شدن. هیچ کس از آینده خودش خبر نداره. یکیش همین فیلم شبکه ۱ مدینه که بخاطر نزول از عرش به فرش رسیدن. دوما وقتی توان مالی نداره کسی مجبورش نکرده دانشگاه درس بخونه مگه دانشگاه رفتن نونه شبه که نباشه نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟سوما وقتی قراره با پسرعموش ازدواج کنه بره زندگیشو بکنه کسی مجبورش کرده که به اسم دانشگاه رفتن بره هرزگیشو بکنه وپدرومادر رو مقصربدونه.؟؟؟؟؟؟؟چهارما با چه رویی میخواد با پسرپاکی (پسرعموش) ازدواج کنه درحالی که نه روحش ونه جسمش باکره نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیدونم خانمی یا آقا ولی هرکی هستی خیلی اشتباه میکنی که کارهای اشتباه همچین فردی رو چنین توجیه میکنی. خدا از تو و ایشون بگذره. به عنوان یه دختر تحصیلکرده از خوندن متنتون کاملا عصبانی شدم (درحدانفجار) برای یه دختر هیچ چیز  بالاتر از عفت وپاکدامنیش نیست که بخواد خدای نکرده به بهانه فقرو دانشگاه رفتن حراجش کنه.یاد فیلم روز سوم افتادم که دختر برای حفظ عفتش سه روز بدون آب وغذا تو حیاط خونه شون تویه جایی شبیه قبر خوابید تا برادرش  با نیروی کمکی بیاد ونجاتش بده.اونوقت چه آدم هایی(بهتره بگم چه حیونهایی) به اسم دانشگاه رفتن چه غلطهای زیادی که نمیکنن و این موجودات باعث بدنامی بقیه دخترهای تحصیلکرده هم میشن وباعث بدنامی خوابگاه و تحصیل علم میشن. واقعا که……………….

 

سهیل !!
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۰۸:۴۵
از چارچنگولی به عاضاده
نمی دونم کدوم خدا را قسم خوردی!
خدایی که علی (ع) را آفرید!!!!!وبه عنوان جانشین پیامبر امام قرار داد !!!و توسخنانش را به استهزاء بگیری یا به خدایی که علامه طباطبایی را آفرید به طوریکه علمش زبانزد دنیاست!!!و تو دستور اونو مسخره می کنی!!!؟؟///!!!\\\

ما مسلمونیم
از نظر ما
خدا زن را به منظور آرامش مرد برای “مودت ورحمت” آفریده نه به عنوان  یک نقطه چین:

« وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ »روم آیه ۲۱
«و از آیات خداست، اینکه از جنس خودتان جفتی بیافریند که در بر او آرامش و سکون یابید و میان شما دوستی و مهربانی برقرار نمود. همانا در این‌ها نشانه‌ها و آیت‌هاست برای آنان که می اندیشند.»

از نظر ما
خدا زن ومرد را مثل لباس، پوششی برای عیب های هم دیگه آفریده

« لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ» بقره آیه ۱۸۷
«زن لباس ستر و عفاف شما هستند و شما هم لباس و عفت آن‌ها هستید»

از نظر ما
خدا زن را برای بقای نسل بشر آفریده

«نِسَاؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنىَ‏ شِئْتُم‏» بقره ۲۳۳
«زنان شما کشتزار هستند پس به کشتزارهایتان نزدیک شوید هرگاه که خواستید.»
از نظرما
خدا زن را برای مادر شدن آفریده سختی های اونو در زمان حمل ووضع حمل و دوران شیر دهی برای مرد تاکید ویادآوری کرده
«وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً …»
«ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است.» احقاف ۱۵

از نظر ما مقام زن در مادر بودن هستش با این الگوها
مادری مثل زهرا(س)
«إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ….» ازبس  شنیدی توضیح نمیخاد
مادری مریم مریم (س) که لیاقت گفتگوبا ملائک وغذای غیبی داره
«کُلَّما دَخَلَ عَلَیْها زَکَرِیَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ یا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ بِغَیْرِ حِسابآل عمران۳۷« «هر زمان زکریا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏دید. از او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده‏اى؟!» گفت: «این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد.»

مثل مادر موسی که  لیاقت الهام  از غیب داره.

«وَ أَوْحَیْنا إِلى‏ أُمِّ مُوسى‏ أَنْ أَرْضِعیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقیهِ فِی الْیَمِّ وَ لا تَخافی‏ وَ لا تَحْزَنی‏ إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیْکِ وَ جاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلینَ»قصص۷

«ما به مادر موسی الهام کردیم که او  را شیرده. پس هنگامی که بر او ترسیدی او را در دریای نیل بیفکن و مترس و غمگین مباش که ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از رسولان قرار می‌دهیم.»
…………………………………………………………………….
از نظر ما

زن شایسته یکى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(پیامبراکرم ص)

 مستدرک  ج۱۴ ، ص۱۷۱

بیشترین خیر و برکت در زنان است.(امام صادق ع)

من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۵، ح۴۳۵۲

بهترین زنانتان، آن زن زایا، بسیار مهربان و پاکدامن است که براى شوهرش خودآرایى مى کند و از غیر او خود را محفوظ نگه مى دارد، حرف شوهرش را مى شنود و فرمان او را اطاعت مى کند… .(پیامبراکرم ص)

 کافى ج۵، ص۳۲۴، ح۱

خداى بزرگ، به زنان مهربان تر از مردان است و هیچ مردى، زنى از محارم خود را خوشحال نمى کند، مگر آن که خداوند متعال او را در قیامت شاد مى کند.(پیامبراکرم ص)

کافىج۶، ص۶، ح۷

کارى که در توان زن نیست به او مسپار زیرا او چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و کار فرما.(امام علی ع)

نهج البلاغه، نامه۳۱

یکدیگر را به رفتار نیک با زنان سفارش کنید.(پیامبراکرم ص)

مسترک ج۱۴ ، ص۲۵۳

هنگامى که زن باردار مى شود ، همانند روزه دارِ شب زنده دار و مجاهدى است که با جان و مالش در راه خدا جهاد مى کند و هنگامى که فارق شود ، پاداشى دارد که نمى دانى عظمت آن چه قدر است و هنگامى که شیر بدهد ، در هر بار مکیدن ، پاداش آزاد کردن یکى از فرزندان اسماعیل علیه السلام براى اوست و آن گاه که شیردادن تمام شود ، فرشته اى بر پهلوى او مى زند و مى گوید : «عمل را از نو آغاز کن که بى تردید ، آمرزیده شدى» (پیامبر اکرم ص).امالى (صدوق) ص ۴۱۲ – ۴۱۱

از ما نیست کسی که وسعت زندگی بر او داده شود و او بر خانواده اش سخت بگیرد.
(پیامبر اکرم ص) مستدرک ج ۲ ص ۶۴۳

جبرئیل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی (فاحشه بینه) از ایشان آشکار گردد.
(پیامبراکرم ص) مکارم الاخلاق طبرسی

بعد از ایمان به خدا نعمتى بالاتر از همسرموافق و سازگار نیست.
(پیامبراکرم ص) مستدرک ج ۲ ص ۵۳۲

آنها (زنان) نزد شما امانت هاى خدا هستند ، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید.

(علی ع) مستدرک جلد ۲ ص ۵۵۱
بقیه را سرچ کن خیلی سفارش در مورد احترام زنان پیدا می کنی.
………………………………..
اماهرزنی لایق احترام نیست
از نظر ما

با برکت ترین زنان، کم مهریّه ترین آنان است. (پیامبر اکرم ص)نهج الفصاحه ص۴۷۵ ، ح۱۵۳۶

بهترین زنان شما ، زن عفیف راغب است که در ناموس خود عفت و به شوهر خود رغبت داشته باشد پیامبر اکرم (ص). نهج الفصاحه ، حدیث ۱۵۳۴

زنی پرسیدای رسول خدا! حق مرد بر زن چیست ؟
حضرت صلی الله علیه و آله فرمود : این که او را اطاعت کند و سرپیچی نکند و از خانه چیزی را بدون اجازه او تصدق ندهد و بی اجازه او روزه مستحبی نگیرد و در هر حال در امر زناشویی او را ممانعت نکند و از منزل خارج نشود مگر به اذن و اجازه او و اگر بدون اجازه او از خانه خارج شود ، ملائکه آسمان و زمین و فرشته های غضب و رحمت او را لعنت می کنند تا وقتی که به منزل برگردد. مکارم اخلاق فی حق الزوج علی المراه (ط بیروت ص ۲۱۴)

سرچ کنید هرجا از زن خوب حدیث هست در باره شوهر داری وعفت وحیا هست

از دید شما اگر این ویژگی ها مربوط به کالاست که خب چه کنیم دینمون اینطور میگه.

اما اگر زن را از نظر اسلام کالا بود نمی گفت حجاب داشته باشه می گفت کاباره براش بسازید حال حولتونو ۴-۵ سال ببرید بعد ولش کنید هرغلطی خواست بکنه.

ما هرسخن فمنیستی را،در راستای توسعه هرزه گری میبینیم!!!

از نظر سهیل کلام امام معصوم همتراز با آیات حق هست چون معصوم غیراز قرآن نمی گوید  ومنکر او مرتد است

تبعیض نژادی هم در کار نیست ههههه سرخ وسفید وزرد وسیاه یکسانند اما بعضکم علی بعض در مورد جنسیت را خدا گفته برو هرچی میخوای به خودش بگو!!

لا یکلف الله نفسا الا وسعها را هم خدا گفته

………………………..
یک بار یک مردی یا به قول خودیاتون یک نری! اعتمادت راشکسته که نمی دونیم چقدر زرنگ بوده که زود به اخلاقت پی برده البته این اخلاقی که اینجا میبینم نه اخلاق واقعی شاید اینجا فیلم بازی می کنی ودر واقع خیلی هم خوب باشی!!!
به هر حال همه اونطور که تو فکر میکنی نیستند.
من که رفتم دکتر گف چیزیت نیست ضرر نداره که یه سری بزن!!!!!

 

هرکی به همه
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۲:۲۷

اوووووووه…چقدر تو این پست دعوا کردین!!!!

راسیتش که همچین پستای که دعوا ومجادله میشه من اصلا نمیخونم!! هههه

برو بابا حوصله داریناااا …

 

بوی یاس
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۰۹

چه خبره اینجا

خدا عاقبت هممون رو ختم به خیر کنه انشالله

 

لاک پشت
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۴۰
به موافقم
یه پیشنهاد محترمانه دارم این طور که به نظر میاد شما یک بار در زندگی شکست خوردید و جدا از اینکه علل موضوع رو نمیدونم با این فرض ادامه میدم که شما در تجربه تلخ قبلی مظلوم واقع شدید و احساساتتون نادیده گرفته شده.  فکر میکنم زخم اون اتفاق التیام پیدا نکرد اگه احیانا میخواید وارد یه ارتباط تازه بشید براتون مشکل ایجاد میکنه این خشمی که از تک تک کلماتتون میاد از اون اتفاق سرچشمه میگیره اگه نتونین اون اتفاق و این زخم التیام بدید ارتباط جدیدتون هم دچار عاقبت خوشی نمیشه چون هر اشتباه هر چند کوچکی آقا با موضع گیری چند برابر سخت تر شما مواجه میشه.
به این باید توجه بشه که اشتباه قبلیتون  شاید به دلیل بد تحقیق کردن یا انتخاب غلط یک فرد بد بود نه اینکه اگه مهریه رو اونجا زیاد قرار میدادید مشکلتون حل بود.
از منظر فیزیولوژی نفس کشیدن یه رفتار غیر ارادیه!

مسئله ای رو که میگم شاید اکثرا متاهلین اینجا روش صحه بزارن که یکی از مهم  ترین نکات زندگی مشترک “گذشت” هست چون هر دو طرف میدونن دو آدم ممکن الخطا گاهی از رفتارهایی از دستشون در بره. که به خودشون میگن “کاش این کارو نمیکردم”

 

به ارکیده
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۳:۵۲
یخده فک کن بیبین از اون جکای ک یوختایی یجایی بچشت خرده بود ها همونا یدت میایه؟
ازونا بوگو.

 

موافق به فاطمه ۳۰
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۴:۵۴

فرق بین نیاز و خواست رو میدونی؟! نه نمیدونی اگه میدونستی تو قضاوت نمیکردی در ضمن خوب کامنت های من و سایر کاربران رو بخون که بحث ” مهریه ” مطرح بوده و با تعریفم خواستم به آقایون بگم که فکر نکنند تنها برای یک زن یا دختر نادرست مهریه راه پول درآوردن هست !

فرق خواست با نیاز : وقتی نیاز هست یعنی اجبار و الزام هست مثل نیاز به هوا ، خوراک پوشاک ، آموزش ( هم شده نیاز شما چی خوندی خانوم تحصیل کرده وقتی سریع و بالفور قضاوت میکنی و منظور منو نگرفتی ، این ۴ تا آقای کاربر ماشاالله بقدری تیز هستن تا اشاره کردم گرفتند منظورم چیه و هدفم از تعریف این داستان چی بود ، نه توجیح ) قبلا میگفتند علم بهتره یا ثروت؟! همه میگفتند با علم میشه به ثروت رسید ، ولی الان تا ثروت (پول) نداشته باشی میتونی به علم برسی به ثروت برسی؟ مسلمه تا پول ایاب ذهاب نداشته باشی ، پول شهریه نداشته باشی ، پول کتاب و هزار کوفت و زهر مار نداشته باشی نمیتونی به علم برسی چه برسه به ثروت ، بعدش باید ثروت (مایه) داشته باشی تا تجربه کسب کنی نه به صرف یک مدرک یا چند واحد تئوری به جایی نمیرسی با این همه بازار رقابت !

بله شمای تحصیلکرده فوق لیسانس آموزش ( دانشگاه ) برات خواست بوده نیاز نبوده چون تامین هستی ، شما از کجا میدونی اون دخترم مثل خودت که میگی فوق لیسانسم و نتونستم کاری گیر بیارم اونم به هزار در نزده باشه که در موردش قضاوت میکنی از کجا معلوم روسپی گری گزینه مورد انتخاب آخرش و ناچاریش نبوده باشه ، شما خودت تامین هستی در نظر بگیر دختری رو که حتی توان خرید یک لباس نداشته باشه ، انسان وقتی دیدی نیاز داشته باشه و اجبار باشه و چاره و راه دیگه ای نباشه گوشت سگ هم بهش حلال میشه ، این دخترم انسان هست از کجا معلوم پسر عموشم پاک باشه ، اونوقت از کجا معلوم پسرعموش بدون جهیزیه قبولش کنه ، شما از تنهایی نیاز به همسر چون آینده رو تنهایی می بینی سایت رو به ستوه آوردی و به هر کسی التماس دعا داری که شاید فرجی در کارت بشه و به هر کار درستی دست زد تا بلکه گره از بختت باز بشه ، اون دخترم نیاز مالی داشته و نیاز داشته که تامین مالی بشه و اونم مثل شما دیده آینده ای نداره و آینده ش به خطر هست اومده برای خودش دس پس کرده و رفته دانشگاه شاید به نیت اشتغال !!

 

فاطمه ۳۰ به عنوان یک دختر ازت سوال دارم کدوم زن هست که دوس داره خودش رو در معرض حراج بذاره هرزه هاشم بیذارن ، و هر ساعت دست یک اجنبی به وجودش بخوره و مثل یک آشغال باهاشون رفتار بشه ، هیچ جایگاهی نداشته باشند ، پس اینو بدون که اگر زنی در مسیر نادرستی قرار میگیره : ۱٫ ناچاری و برحسب نیاز

۲٫برحسب اشتباهات خودش

۳٫و خیلی موارد دیگه

 

یک سایت بهت معرفی میکنم پست هاش رو جستجو کن با روسپی ها مصاحبه شده زنه میگه آرزوی مرگ خودم رو دارم ، به خاطر ۲ قرون پول رابطه جنسی رو با هر مردی قبول میکنه وقتی میره می بینه دسته جمعی میخوان باهاش رابطه داشته باشند

( سایت : www.gizmiz.com )

 

جو فیلم شبکه ۱ و روز سوم بود نمیدونم اگه درست گفته باشم برندارت ، اونی که یکبار ثروت بدست میاره و ورشکست میشه دوباره میتونه ثروت رو بدست بیاره چون مغزشم رو داره وولی اونی که از اول هیچ پخی نبود آخرشم هیچ پخی نیست ، فیلم روز سوم هست اوضاع زمان جنگ بوده هیشکی از دیگری وضعش بهتر نبوده و همه زنها و دخترها باید از عفت و جونشون مراقبت میکردند نه تنها اون بازیگر نقش اول !!

 

 

نظرت در مورد دختری که بخاطر کار کردن و استقلال مالی میره فلان شرکت کار میکنه بخاطر ضجر مالی که کشیده ، بعدش به سبب همین ضعف مدیر عامل مخش رو میزنه و همسر دوم ( رابطه پنهانیش ) میکنه چیه؟!

 

ابوالفضل
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۵:۲۷
خواهر من خانم موافق زندگی یعنی گذشت مطمین باشید مهریه بالا زندگیرو نگه نمی داره اگه کسی بخواد شما رو به خاطر مهریه کم بندازه بیرون ارزش زندگی کردن نداره همون بهتر که ازش جدا شید ولی خیلی ها هستند که مهریشون فقط یک جلد کلام الله مجیده ولی شوهرشون اونارو از جونشون بیشتر دوست دارن عصبانی نشید اگر این احادیث که می گویند زن ناقص العقله به معنای این نیست ارزش زن از مرد کمتره چه بسا در بعضی جاها واقعا نقش زن از مرد پررنگ تره مانند نقش مادری ولی به خاطر احساسات بالا زیاد نمی تونه احساسات رو از تصمیمش دور کنه حقیقتهخداوند فرموده رییس خانواده مرده و یکی از وظایفش محبت و تامین تمامنیاز های زنه خواهر من اطاعت از شوهر به معنای بردگی و ذلیل شدن نیست بلکه نشانه علاقه زن به فرمان خدا و قبول وظایفش است و مرد زندگی شما قطعا یزید نیست حتما یک آدم عاشقه که خوبی شما رو می خواد شما دوست دارید در کنار شوهرتون حرف آخرو بزنید ببینید میشه دو نفر یکجا حرف آخرو بزنند این موجب اختلاف میشه     موفق باشید و سعی کنید در مورد مهریه بالا تجدید نظری کنید

 

سمانه
  • یکشنبه ۲۹ تیر ۹۳
  • ۱۵:۳۲
سهیل قبلا حدس زده بودم که با چند تا اسم کامنت میذاری اما از اینکه راجع به خانم آزاده این فکر رو کردی برام یقین حاصل شد که خودت اینکاره ای که به دیگران هم شک داری . ادبیات آزاده و خانم مؤافق با هم کاملا فرق داره . اون بنده خدا که شما رو واگذار کرد به خدا و بحث بی نتیجه رو رها کرد مگه چی گفته که اینقدر ناراحت شدی که دیگه ولش هم نمیکنی ؟ امشب شب قدره . کاش القائات شیطان دست از سر هممون برداره .

مطالب پیشنهادی

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

X بستن
X بستن
X بستن